گذشت . در آن ايام متصدى ديوان استفياء و پناهگاه و اميدگاه نيازمندان بود .
مختص الملك از كسانيست كه قاضى ابو بكر ارّجانى شاعر دانشمند معروف آنان را مدح گفته است . قاضى را در مدح وى قصيدهاى با قافيه صاد است كه اوائل قصيده چنين است :
« دوستان من ساعتى بر پشت شتران برويد و درين سرزمينها توقف كنيد .
اى دوستان من كه از سرآمدان بزرگان قبيله حمير و قريشيد و مردمى ريشهدار هستيد .
با من فداكارى و همدردى كنيد زيرا دوستان در روزگار پيشين به فداكارى با هم وصيت مىكردند .
چهگونه از حادثه مهمى شكايت كنم در حالى كه در نزديكى كسى كه مختص به صحبت و دوستى پادشاه روى زمين است اختصاص دارم .
هنگامى كه از ابو نصر بزرگوار طلب يارى مىشود روزگار نافرمان مطيع مىگردد .
صاحب بخششى است كه چون باران با روى گشاده فراگيرنده و چون ستاره درخشان است .
بندهاى انگشتى دارد كه قلم لاغر ميان را به تو نشان مىدهد كه چه هنرها با آن مىنمايد كه بر نيزه پولادين ترجيح دارد . »
مؤلف گفت : مختص الملك وزارت درگزينى را در عراق خوش نداشت زيرا وى به نان و نمك سلطانى مشفق و حقگزار بود .
از طرف ديگر درگزينى هم دانست كه نقص و كوتاهى او در مقابل مختص الملك آشكار است . كار او مبتنى بر كورى روزگارش مىباشد
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٧٠