تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
گذشت . در آن ايام متصدى ديوان استفياء و پناهگاه و اميدگاه نيازمندان بود . مختص الملك از كسانيست كه قاضى ابو بكر ارّجانى شاعر دانشمند معروف آنان را مدح گفته است . قاضى را در مدح وى قصيده‌اى با قافيه صاد است كه اوائل قصيده چنين است : « دوستان من ساعتى بر پشت شتران برويد و درين سرزمين‌ها توقف كنيد . اى دوستان من كه از سرآمدان بزرگان قبيله حمير و قريشيد و مردمى ريشه‌دار هستيد . با من فداكارى و همدردى كنيد زيرا دوستان در روزگار پيشين به فداكارى با هم وصيت مىكردند . چه‌گونه از حادثه مهمى شكايت كنم در حالى كه در نزديكى كسى كه مختص به صحبت و دوستى پادشاه روى زمين است اختصاص دارم . هنگامى كه از ابو نصر بزرگوار طلب يارى مىشود روزگار نافرمان مطيع مىگردد . صاحب بخششى است كه چون باران با روى گشاده فراگيرنده و چون ستاره درخشان است . بندهاى انگشتى دارد كه قلم لاغر ميان را به تو نشان مىدهد كه چه هنرها با آن مىنمايد كه بر نيزه پولادين ترجيح دارد . » مؤلف گفت : مختص الملك وزارت درگزينى را در عراق خوش نداشت زيرا وى به نان و نمك سلطانى مشفق و حق‌گزار بود . از طرف ديگر درگزينى هم دانست كه نقص و كوتاهى او در مقابل مختص الملك آشكار است . كار او مبتنى بر كورى روزگارش مىباشد
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 170 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى