عريان جلوه مىنمايد زيرا وزير ظاهرسازى كرده بود و نزد سنجر حالهاى خود را مخفى قرار داشته و تدليس و تلبيس نموده بود .
درگزينى دانست كه اين قاضى هراتى لباس تلبيس و تظاهر از قامت او بيرون مىآورد و او را چنانكه هست در نظر سنجر برهنه مىنمايد .
با جماعتى از اسماعيليان قرار گذاشت كه هنگامى كه قاضى از خراسان و رسالت سنجر باز مىگردد به وى حمله كنند . او در مسجد جامع همدان براى نماز حاضر شده بود قبل از ديدار سلطان به سعادت شهادت رسيد . اين حادثه در سال 518 اتفاق افتاد .
انوشروان گفت : درين ايام آق سنقر برسقى همان جنگجوى مجاهد و پاكيزهدامن در شهر موصل بود . اين وزير شقى در گناه قتل ابن مجاهد سعيد نيز داخل شد . بدين شرح :
برسقى اسماعيليان و ملحدان را كوبيده بود . كار برسقى اين وزير را كه هر راه سعادت را بر خود مسدود قرار داده بود غمگين ساخت . بهر وسيلهاى براى عزل وى متوسل شد موفق نشد . در مكر و فريب مبالغه هم كرد و كوتاه نيامد باز كارى نتوانست از پيش ببرد . چون كار برسقى او را خسته كرد برادران همكيش خود اسماعيليان را بخواند تا در مسجد جامع موصل در لباس صوفيان نشستند و به وى حمله كردند و با كاردها او را ضربت زدند .
به مرگ برسقى مصيبت مسلمانان بزرگ شد . اين واقعه در ماه ذى قعده سال 520 اتفاق افتاد .
وزير سلطان سنجر درين روزگار بزرگمرد معين الدين مختص - الملك ابو نصر احمد بن ابو الفضل بن محمود بود .
در روزگار سلطنت سلطان محمد شرح بخشش وى و دانش او
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٦٩