تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و كار شناخته بود . روزهائى خوددارى از قبول شغل كردم و از خطر خود را دور گرفتم . چون به درگاه مىرفتم مىديدم كه تمام حضار سخن‌ها مىگويند . برخى اظهار مىنمايند براى فلان سبب آمده است و براى فلان آرزو قدم جلو گذاشته است : انوشروان گفت : به خرد خود رجوع كردم و در كارم پشيمان شدم . گفتم كارهاى سلطان عاريتى است ناچار كار عاريتى را بايد پس داد همانطور كه لباسهاى امانت گرفته شده را مىبايد از تن درآورد و به صاحبش داد . اگر راحت شده و مىرفتم شادمان مىگرديدم . اگر از خداوند نسبت به گوشه‌گيرى استخاره مىكردم قطعا راحت و آسوده مىشدم . سلطان در اجازه دادن به من مردد بود ولى من به تنهائى و منفرد سر كردن مايل بودم و كمال همت خود را در نيل بدين مراد مصروف مىداشتم . بالاخره آن‌قدر تقاضا كردم كه سلطان اجازه به بازگشت داد . و مرا به بخششهاى كرامند و نيكو مخصوص گردانيد . صاحب دولتان بختيار مرا كمك كردند به دادن چهارپايانى كه اسباب و آذوقه و غير از آنها بار - هائى كه داشتم و سنگين بود حمل كردند . از پناهگاه اصفهان به پناهگاه بغداد منتقل گرديدم . هنگامى كه به درگاه خلافت رسيدم اكرام و احترام ديدم .

شرح وزارت درگزينى در سال 518

مؤلف گفت : هنگامى كه بر درگزينى نام وزارت نهاده شد درست دريائى بود كه به جوئى باريك از كمى آب تبديل شود .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 167 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى