بدبختى درخواست عزت فايده ندارد همانطور كه در سالهاى خشكسالى نعمت و فراوانى حاصل نمىگردد . پس عزم جزم كردم بر خاندان مهلب « مهلب بن ابى صفره ازدى از بزرگان بخشنده عرب است » صاحبان بخشش و فضيلت و دانش وارد شوم همانطور كه گفته شده است :
« بر خانواده مهلب در ايام زمستان وارد شدم درحالىكه از وطن خود غريب بودم و روزگار خشكسالى و سختى بود . همواره دلجوئى و بخشش آنان بسانى مرا فراگرفت تا آنجا كه گمان مىكنى از خانواده و خويشان من هستند »
مؤلف گفت : مقصود انوشروان از آل مهلب امام صدر الدين عبد اللطيف بن احمد بن ثابت خجندى است كه در اصفهان از بخشندهترين بزرگان و از بزرگترين بزرگان بخشايشگر بوده است .
هنگامى كه انوشروان ميهمان وى شد . او را بپذيرفت و به وى منزل داد و در منزل او كمال بزرگى را به كار برده بهترين منازل را به وى داد .
مؤلف گفت : انوشروان گفته است :
دوستان و ياران همتها در كار من مصروف داشتند . حقيقت كرم و بخشش با اين كارها نزد من ظاهر شد . از بازرگانى بيگانه مقدارى وام گرفتم و در مقابل سندى براى او نوشتم .
پس از مدتى شخصى سند مرا آورد و گفت : آقاى من عزيز الدين به تو درود فرستاد و اين سند را براى تو فرستاد و به تو گفت سند را باطل كن زيرا قرض ادا گرديده است و طلبكار هم خشنود شده است .
از بخششى كه در حق من كرد و منتى كه بر گردن من نهاد مدتى به شگفتى ماندم . روزگارى درين ميهمانى با دل راحت و دور از هرگونه بلا و آفتى گذراندم . تا پس از كشتن وزير سلطانم بخواند و مرا شايسته تدبير
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٦٦