تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
بدبختى درخواست عزت فايده ندارد همان‌طور كه در سالهاى خشكسالى نعمت و فراوانى حاصل نمىگردد . پس عزم جزم كردم بر خاندان مهلب « مهلب بن ابى صفره ازدى از بزرگان بخشنده عرب است » صاحبان بخشش و فضيلت و دانش وارد شوم همان‌طور كه گفته شده است : « بر خانواده مهلب در ايام زمستان وارد شدم درحالىكه از وطن خود غريب بودم و روزگار خشك‌سالى و سختى بود . همواره دلجوئى و بخشش آنان بسانى مرا فراگرفت تا آنجا كه گمان مىكنى از خانواده و خويشان من هستند » مؤلف گفت : مقصود انوشروان از آل مهلب امام صدر الدين عبد اللطيف بن احمد بن ثابت خجندى است كه در اصفهان از بخشنده‌ترين بزرگان و از بزرگترين بزرگان بخشايش‌گر بوده است . هنگامى كه انوشروان ميهمان وى شد . او را بپذيرفت و به وى منزل داد و در منزل او كمال بزرگى را به كار برده بهترين منازل را به وى داد . مؤلف گفت : انوشروان گفته است : دوستان و ياران همت‌ها در كار من مصروف داشتند . حقيقت كرم و بخشش با اين كارها نزد من ظاهر شد . از بازرگانى بيگانه مقدارى وام گرفتم و در مقابل سندى براى او نوشتم . پس از مدتى شخصى سند مرا آورد و گفت : آقاى من عزيز الدين به تو درود فرستاد و اين سند را براى تو فرستاد و به تو گفت سند را باطل كن زيرا قرض ادا گرديده است و طلب‌كار هم خشنود شده است . از بخششى كه در حق من كرد و منتى كه بر گردن من نهاد مدتى به شگفتى ماندم . روزگارى درين ميهمانى با دل راحت و دور از هرگونه بلا و آفتى گذراندم . تا پس از كشتن وزير سلطانم بخواند و مرا شايسته تدبير
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 166 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى