چون شروانشاه محبوس شد به مصادره رعاياى وى پرداختند ولى چيزى قابل به دست نياوردند و به نفعى شايسته ذكر نرسيدند .
در گذشته طبق قرارداد هر سال از شهرهاى شروان چهل هزار دينار به خزينه سلطان مىرسيد . اين قرارداد با تصميم نادرست نزديكان درگاه باطل گرديد . اقامت سلطان براى انتظام محل و سروصورت دادن به كارها طولانى گرديد .
قرارداد شروانشاهان از روزگار ملكشاه بن آلب ارسلان بود .
زيرا هنگامى كه ملكشاه از آران گذشت فريبرز فرمانرواى شروان به حضورش رسيد پس از امتناع او را ملتزم كردند كه در سال هفتاد هزار دينار به خزانه سلطان برساند . همواره درين قرارداد مسامحه مىكردند تا سرانجام در چهل هزار دينار ثابت گرديد .
پس وزير با گناهى كه انجام داده بود با نام زشت دور افتاد . در يك سال مدت وزارتش به كارى كه موجب شهرت گردد و كار برجستهاى باشد لذت نيافت مگر خراب كردن شروان و محبوس ساختن انوشروان .
چون سلطان خرابى احوال و اوضاع را ديد بر وزير شمس الملك - بن نظام الملك خشمگين گرديد . او را نخست حبس و سپس به دژخيم تسليم كرد .
اين حادثه در آخر ماه ربيع الاول از سال 517 در دروازه بيلقان اتفاق افتاد .
انوشروان گفت : بلايائى كه در دروازه حلوان از حبس و غارت بر من وارد شد نيز در ربيع الاول سال 516 بود .
« هركس بدبختى كسان را روزى ديد روز بد خود را نيز مىبيند .
روزگار او را گول نمىزند »
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٦٣