تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
تعليم مىداد عهده‌دار شد . اقبال و طالع بهرهء او را ثابت كرد كه هنگامى كه سلطان به سلطنت رسد اين شغل را در عهده وى نهد . تا آخر روزگار سلطان محمود شهاب اسعد درين شغل بود . ابو القاسم انس‌آبادى متصدى ديوان عرض بود . اگرچه عارض انوشروان بود ولى چون وى غائب بود انس‌آبادى ازو نيابت مىكرد . انوشروان گفت : من درين هنگام در بغداد باقى مانده بودم براى انجام كارى . مردم درگاه غيبت مرا غنيمت شمردند و با يكديگر اتحاد كردند و تصميم به توقيف من گرفتند . كارى زشت كردند و بر محاسبات من خرده گرفتند . مضمون فرمان شاهانه كه خداوند امر مطاع آن را همواره عالىتر و بلندمقام‌تر سازد اين بود : اگر انوشروان در حدود بغداد است در محله مراتب در خانه‌اش بنشيند و از ديدار نزديكان و دوران در فراز كند و اگر به شهرهاى جبال رسيده در شهر امير برسق در قلعه كفراش محبوس گردد . به شرط آنكه حقوق و مقامى نخواهد . غلامان وى بدرگاه حاضر مىشوند تا به خواص اميران منتقل گردند . بدين واسطه سنگينى معاش آنان در ايام گوشه‌گيرى از انوشروان رفع مىگردد . انوشروان گفت : فرمان به خط عزيز بود . طغراى فرمان را اسعد بر فرمان كشيده بود . مهر وزير نيز كه عبارت احمد اللّه على نعمه بود بر فرمان ثبت شده بود . توقيع سلطانى نيز جمله اعتصمت باللّه بود . من اين كار را جز به عزيز به كسى نسبت نمىتوانستم بدهم . زيرا ديگران زيردست او بودند و وى مبرزترين فرد درگاه بود . وزير به خط
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 159 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى