تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
عموى من عزيز نگاهدارى آنچه را كه وزير به جا نهاده بود بر عهده گرفت و جلوگيرى كرد از روزگار كه بر بازماندگانش سفاهت ورزد و آنان را در مشقت افكند . وزير هنگامى كه به شهادت رسيد دو فرزند داشت . يكى عضد الدين محمد و ديگرى فخر الدين محمود بود . عضد الدين مردى ديندار و داراى دانشى زياد بود . عقيده دينى وى محكم و متين بود دانش و دين را توامان داشت . بهترين منصب‌ها و بالاترين و شريف‌ترين مقام‌ها را سلطان به وى داد ولى او كناره‌گيرى كرد با اينكه توانائى كار را داشت . به نان‌پاره‌اى قناعت كرد و راه شكسته‌دلى را گزيد . عماد الدين گفت : تا امروز كه در سال 579 هستيم او همچنان خوب اخلاق و خوش‌باطن است . عماد الدين گفت : در منزل خالى از قالى و زروزيور سر مىكند و لباس كهنه در بر مىنمايد در عين حال به كارهاى خير ديگران را مىخواند و دست اندوه‌مند و رنجديده را مىگيرد . به دنيا از روى باطن مىنگرد . تقوا لباس ترس از خدا را بر وى بپوشانده است . برادر وى فخر الدين تا آخر عمر كارهاى مهمى را در عهده داشت و توانائى و مقام وى ظاهر شد . عضد الدين زاهدانه از كارهاى دنيائى روگردان و گوشه‌گير بود و كوشش داشت كه از مقامات مستعفى باشد . ميان دو برادر در كار دنيا اختلاف سليقه وجود داشت . عضد الدين دانشى زياد داشت و چهره وى آشكاركنندهء حق و حقيقت بود .