وزير كار درستى اراده كرده بود ولى دريغا كه مقصود وى بظهور نپيوست اگر درگزينى نابود مىگرديد قطعا جنايتهائى كه بعدا از وى ظاهر شد صورت نمىبست . ولى با تقدير تدبير سود ندارد و آنچه كه بر قلم تقدير رفته از آن جلوگيرى نشود .
با كشتن امير علىبار وزير بر دلهاى داغدار مردم مرهم نهاد و آنان را به محبت و دلجوئى فرمانبردار كرد ، در دلهاى مردم از كارهاى امير علىبار كينه و دشمنى جا گرفته بود . پس از كشتن وى محنت و اندوهها بپايان رسيد .
امير قيصر از امراء جلو افتاد و ترقى كرد و در دولت سلطان از ديگران مقدم شد . همچنين اميرانى كه سوگند به فرمانبردارى از سلطان خورده بودند و ميان خود قرار اتحاد و اتفاق داشتند و جانب سلطان را در مقابل عمويش سنجر رعايت نموده بودند مقامشان بالا رفت .
انوشروان گفت : وزير به گرفتن و بستن مشغول شد . ديوان خود را بنام ديوان مفردات نام گذاشت .
عماد الدين مىگويد : آنطور هم كه انوشروان گفته نبوده و حقيقت نداشته است . همينطور آنچه را كه انكار كرده با حقيقت تطبيق نمىكند زيرا تنها وزير از اصحاب و اطرافيان امير علىبار براى گرفتن مالهاى او مطالبه كرد و فرمان داد كه به حسابهاى عاملان وى برسند و از اسباب و آلات او تفتيش نمايند . سلطنت عراق را بار ديگر شكوفان و پربرگوبار و تازه ساخت . نواقص را مرمت و زمينهاى بىمحصول را بار ديگر داراى محصول و منفعت كرد . در خدمت سلطان از اصفهان عزم بغداد نمود . سلطان فرمان وزير را در هر كارى مجرى و بااثر و نفوذ كرده بود .
هنگامى كه درگزينى گرفتار و عزل گرديد كمال الملك وزير برادر
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٥٢