جز با عزيز با كسى انس نداشت و تنها به گفتار او گوش مىداد .
شكى نيست كه انوشروان عقب ماندن در كار برايش سخت آمده و از كمى طالع به كمال الملك وزير با اشعارى تعرض كرده است كه در موقع و محل واقع نگرديدهاند و به مثلهاى خنكى تمثل جسته كه در حق وزير مصداق ندارد . مثل اينكه ابياتى را كه دانشمند معروف قاضى ارجانى در روزگار مشرف بودن كمال الملك به نظم درآورد نشنيده است . قصيدهاى قاضى در وصف كمال الملك پرداخته كه در آن مىگويد :
« كم به طرف چپ و راست برو فايدهاى ندارد و اين كار را فرو گذار .
مقابل خود را در نظر بگير و برو كه آخر راههاست .
بدان اگر به من بگوئى با شترت به درياى بخشش برو بر كسى جز كمال الملك وارد نمىشوم .
دريا را نامهاى مختلف است . مشهورترين اين نامها در عرف آرزومندان دست على است ! ( كمال الملك ) »
عماد الدين كه خدايش بيامرزاد گفت : از پدرم كه خداوند ازو خشنود باد شنيدم . در وزيران سلسله سلجوقى از نظر خرد و بردبارى در كار و شجاعت و صراحت كاملتر از كمال الملك نبود نامههاى فارسى وى بر دانش زيادش دليل است . از مضامين اين نامهها قوانين وزارت و رسوم آن را مىتوان شناخت . اين نامهها در حقيقت گلستانهائى هستند كه زيبائى شكوفههايش بيننده را جلب مىكند و عطر گلهايش مشام جان را معطر مىسازد .
مؤلف عماد الدين گفت : انوشروان گويد : اولين كارى كه مربوط به امور وزارت كمال الملك كرده است اينست كه چون وى به
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٥٠