خود وارد مىشود زمين را ببوسد و مقابل وى برپا ايستد .
همچنين در ركاب عمو از بارگاه تا سراپرده برود . از عموى خود سراپرده را جدا نزند بلكه در همسايهگى وى خيمه برپا دارد در جائى كه حرم و اولاد عمو سكونت دارند .
مقرر گرديد كه بيست روز اين قواعد ملحوظ گردد تا عمويش بر وى مهربان گردد و قلبها به يكديگر نزديك شوند .
مؤلف گفت : از شكيبائى سنجر اين بود كه بر هركس كه خشم مىگرفت بر وى چشمپوشى مىكرد و چون باران بهاران كه بر زمين بىآب و علف مىبارد بخشش مىكرد . از گناهان بزرگ گناهكاران گذشت مىكرد .
خلعتها بر آنان مىبخشيد . به كار آنان را برمىگزيد و به همه خوبى مىكرد .
سنجر با فرمانى كمال الملك را در وزارت ثابت كرد همچنين فرمانى براى علىبار در مقام امارت و براى درگزينى در منصب طغرا و انشاء بنوشت . پس اينان مجلسى خلوت از سلطان سنجر درخواست نمودند .
درين مجلس خونريزى و ديگر زشتىها را در نظر وى زيبا جلوه دادند و نزد وى هر تندرستى را مريض و عليل خواندند .
از جمله كسانى كه گردنشان به تيغ ستم بريده شد امير منكوبرس و قراتكين قصاب بودند . سپس سلطان سنجر با سپاهيان خود پس از آنكه به عراقيان تأكيد در بسط معدلت و احسان كرد متوجه خراسان گرديد .
كمال الملك وزير با ابهت و بزرگوارى بازگشت . درگزينى در ديوان طغرا بود و شمس الملك بن نظام الملك در ديوان استيفاء مىگذراند .
عماد الدين گفت : عزيز عموى من درين هنگام نايب وزير و متصدى استيفاء بود . كمال الملك وزير در هيچ كارى جز به فضيلت و كمال او مراجعه نمىكرد و تنها برو اعتماد مىنمود . گذشته از وزير سلطان هم
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٤٩