تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
به كمال الملك سميرمى آگاهى رسيد كه درگزينى با درگاه سنجرى انس پيدا كرد و با عقل سبقت يافت و اوست كه عهده‌دار گشودن و بستن كارها و تمشيت امور خواهد شد . كمال به سلطان محمود گفت اين عموى تست كه بمنزله پدرت مىباشد و بر تو حقوقى دارد . نافرمانى عمو گناه است . از نيكوئى تربيت طلب مهربانى او كردن و تحصيل خشنودى وى است . من بسوى او مىروم براى امضاء و گذراندن سوگند و بطور كلى خشنود ساختن او . وزير بيمناك گرديد كه اگر درگزينى بدرگاه برسد امير علىبار عهده‌دار كار مىشود و وى بايد متبوع او گردد . درين صورت سرچشمه طالع وى خشك و چشمه اقبال درگزينى به جوشش درخواهد آمد . پس از اصفهان متوجه رى گرديد و راه را به تمام و كمال بپيمود . در راهش درگزينى را ملاقات كرد و او را آگاه ساخت كه سلطان محمود را از عمويش سنجر مطمئن ساخته است . درگزينى تصديق نكرد و گفت : من كار را تمام كردم زحمت مكش . به دستگاه سنجرى شناساندم بىعلاقگى ما را به كار دنيائى بنابرين اظهار ميل به كار مكن . كمال وزير بهر راهى كوشش كرد كه درگزينى را بازگرداند ولى توجه و اعتناء نكرد درگزينى درنگ نكرد و به سرعت به مسافرت پرداخت . خبر به سلطان سنجر رسيد كه كمال الملك وزير سلطان محمود مىآيد . و برادرزاده‌ات او را به منظور تمهيد معذرت و پشيمانى از جسارتيكه رفته گسيل داشته است . بدين خبر خوشحال شد و اميران را به استقبال وزير مأمور ساخت سلطان سنجر از وزير برادرزاده يعنى كمال الملك پذيرائى و احترام كرد . و وزير در تعظيم و تكريم مقام خود احتراماتى ديد كه به فكرش نيز نرسيده بود . بدينواسطه نقشه علىبار نقش بر آب گرديد و آنچه بنا كرده بود ويران شد . كمال الملك دست
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 147 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى