سلطان را به پيمان با برادرزادهاش بگرفت و او را به يكدلى و يكجهتى سلطان محمود آگاه كرد . و در هر مطلبى كه سنجر متوقف بود وى را مطمئن و واثق مىساخت . اضافه برين با تدبير در كارها مطالبى ديگر را نيز بر موارد وثوق ملحق ساخت . وزير سلطان محمود پس از اقامت بر درگاه سنجر سلطان وى را از طرف خود پيامگزار قرار داد و مقرر داشت كه محمود را تحريك كند و از طرف سنجر دعوت نمايد .
به وى تعليم داد كه محمود را آگاه كند بر اينكه عمويش به انتظار ديدار وى مدت اقامتش دراز شده است . پس محمود از وزير خود با خدمتى كه كرده بود سپاسگزار گرديد و وارد و ميهمان عمويش گرديد .
عمو در اكرام و احترام و پذيرائى برادرزاده جوانمردى كرد . امير علىبار نيز چارهاى غير از پيروى از سلطان نداشت . با اندوهى تمام بدرگاه سنجر حاضر گرديد و خاك درگاه را ببوسيد و به گناه خود اقرار كرد . سلطان بخشنده بر گناه وى پرده عفو كشيد . سپس كمال الملك وزير و علىبار و وزيرش درگزينى همگان قرارى نهادند كه كار سلطان محمود و مصلحت وى برين قرار كامل و تمام گرديد .
قرار عبارت از اين بود كه رسم سلطنت را به احترام عم خود سلطان محمود مادام كه عمويش در عراق است ترك كند و اجراى رسوم سلطنت منحصرا مخصوص سنجر باشد .
در مدتى كه سنجر در عراق مىباشد سلطان محمود به فرمان وى كار كند . هنگامى كه اسب يدكى سلطان سنجر را مىآورند سلطان محمود سوار شود تا اظهار ادب و فروتنى كرده باشد . از سراپرده قرمز كه مخصوص مقام سلطنت مىباشد به چادر سياه و سفيد منتقل گردد . فرمان دهد كه مادام سلطان سنجر در عراق مىباشد بنام وى طبل نزنند و هنگامى كه بر عموى
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٤٨