تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و مستقيمى اجراء نمىشد و شايستگى اقدام در كار و يا خوددارى از آن آشكار نبود . درين روزها ربيب وزير را تب مرگ فراگرفت و از دنيا برفت . وزارت را كمال الملك ابو الحسن على بن احمد سميرمى عهده‌دار شد در تاريخ سال 512 . اين واقعه سه روز قبل از نبرد سلطان سنجر و سلطان محمود بود . با آنكه با وجود نبرد سلطانان بيگاه و وقت نظم و ترتيب نبود كار كمال سميرمى به نظم و قاعده رسيد . دو سپاه در تهيه جنگ و وسايل آن سر مىكردند . چون دو طرف به يكديگر درآويختند و گرد دو سپاه مخلوط شد . سپاه سلطان محمود شكست خورده و فرار كرد و بدينجهت دل او نيز شكسته شد . پروانه طالع وى چون شمع روشنائى را گم كرد سلطان محمود مانند كسى گرديد كه بستر بر آتش كرده باشد . درين پيكار جماعتى بىگناه كشته شد و گناهكاران سالم ماندند . چون سلطان سنجر صبح كرد از حال برادرزاده پرسش نمود و دير آمدن او را به درگاه خود خوش نداشت و ازين‌رو ازو گله كرد . نماينده‌اى را به جانب سلطان محمود فرستاد كه با بيانات مناسب ترس وى را از دلش بزدايد و عذرى بتراشد و به وى توجه دهد كه سنجر نگاهدارى و محفوظ بودنش را از روى حقيقت دوست دارد . همچنين مأنوس شدن با نزديكى وى و بر طرف كردن غصه‌اش ميل قلبى عم اوست و آنچه افتاد و خساراتى كه رسيد در ملاقات تلافى خواهد كرد . و او با محبت از عهدهء سختىها و مشكلات وارد برخواهد آمد و دشمنىها منتهى به محبت خواهد شد . به وى پيام داد . با خداى خود استخاره كن و در ملاقات عمو تأخير روا مدار . دوست بدار ديدار كسى را كه ديدار هيچكس را بيشتر از تو دوست ندارد . سلطان محمود را مردمانى بد و بدانديش احاطه كرده