تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
عماد الدين گفت : من قسمتى از احوال اين انس‌آبادى را بيان مىكنم : انس‌آباد دهكده‌اى است از بخش اعلم نزديك به درگزين . ابو القاسم خود را به درگزين نسبت مىداد زيرا درگزين بزرگترين قريه آن ولايتست . بيشتر اهل آنجا گمراه و اباحى مذهب هستند . اكثريت آنها خرم‌دين و پيرو مزدك‌اند . فساد آنها در ميان مردم منتشر است . پدر انس‌آبادى كشاورزى در آنجا بود و او را به اصفهان آورد و خط نوشتن ياد گرفت . تهور و اقدام در كارها پيدا كرد . همواره با كارمندان دولت معاشرت داشت و در هر معركه‌اى داخل مىشد . هيچكس به وى نيكوئى نكرد مگر آنكه او را كشت . در هيچ كوهسارى منزل نكرد مگر آنكه آن را بلرزه درآورد . اول كسى كه او را مقابل خود به خدمت گذاشت كمال الملك - سميرمى بود و عموى من عزيز هريك ازين دو آنچه را كه بايد ديدند و توسط او به قتل رسيدند و در حقيقت نيكى آنان را به بدى پاداش داد . مؤلف گفت : درگزينى با تزوير به افساد مشغول گرديد . مخالفت ديگر آن را به حساب نياورد . از جمله تزوير و تقلب او و دوستانش اين بود كه امير على بار را به وصى سلطان مشهور كردند و اين لقب را مخصوص - ترين لقب‌هاى وى در گفتگو به كار بردند . شايد امير على درگزينى و دوستانش را مجبور بدين‌كار كرد و گفت واجب است كه من به اين لقب ملقب باشم . خطير الملك را از ديوان طغرا معزول كردند و وزارت شاهزاده سلجوق را كه با امير قراچه ساقى به فارس فرستاده شده بود به خطير دادند . مقصود آنان از عزل خطير و گماشتن او به وزارت شاهزاده دور كردن خطير از درگاه سلطانى بود كه با آنان برخوردى و ملاقاتى نداشته باشد . در هر كار كه مىكردند از سلطان اجازه نمىخواستند و اصولا وى را