هستند و در اخلاق كريم و در روش مستقيم مىباشند به انتخاب شايستهترند و در امتحان لايقتر خواهند بود . آنها امينان سلطان در كشورش هستند و نمايندگان دولت و سفيران خدمت مىباشند .
وزارت خطير الملك ابو منصور محمد بن حسين ميبدى
حضرت صادق كه برو درود باد فرمود : هر چيزى به خرد نيازمند است جز دولت .
انوشروان گفت : خطير الملك شناخته شده بود كه از هر وسيلهاى محروم است . دوات و قلمى نبود كه بتواند ازو رعايت كند . همگان ازو بد نوشتهاند .
الاغى مسلح و جفتهانداز و گازگير و لگدافكن و خلاصه چموش بود او معدن تقلب و تزوير و منبع مكر و حيله بود . دفعه اول كه وزير شد شناختند كه دستش در كار كوتاه است . دفعه دوم كه به كار بازگشت متوسل شد به توصلى كه ابن جهير در وصلت با نظام الملك و نكاح دختر وى كرده است . خطير الملك وصلت شرعى نكرد ولى كار وزارت را زن براى وى تمام كرد مانند وسيله ابن جهير . ابن الهباريه شاعر در وزارت ابن جهير به اين مطلب اشاره كرده است :
« ابهت و هيبت وزير ترا نترساند اگرچه با منصبى كه دارد بزرگ و بلندمرتبه شده است به وى بگو : اگر دختر شيخ ( نظام الملك ) نبود بار ديگر وزير نمىشدى سپاسگزار . . . . را كه به آن آقاى ما و وزير شدى . »
خطير الملك مردى ضخيم و گنده بود كه از ضخامت جثه تابوتى بزرگ را پر مىكرد ولى در عين حال خرد او از تار عنكبوت سستتر بود .
چون به پشتى وزارت تكيه مىكرد بيننده تصور مىنمود كه آنها دو پشتى