تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
غائب مىباشد . اعتماد سلطان درين هنگام بر طغرائيست . پس امير عميد جوزقانى متصدى طغرا شد ولى از لباس دانشها برهنه بود . او همچنين عهده‌دار وزارت گوهر خاتون دختر امير اسماعيل فرزند ياقوتى همسر سلطان گرديد . وزارت خاتون پيش ازين در عهده مختص بود كه از آن هم معزول گرديد و امير عميد هر دو منصب را بدست آورد . اين محمد جوزقانى فرزند خطيب جوزقان بود . او اصلا خراسانى و در خراسان ولادت يافته بود . رغبت سلطان بيشتر از جهت خراسانى بودن وى بود نه انسانيت او . با تظاهر به مذهب حنفى و تعصب در آن خود را به سلطان شناساند . بقدرى تعصب داشت كه اگر كسى به وى سلام مىكرد سهل‌گيرى در پاسخ نداشت به او مىگفت مذهب تو چيست ؟ او زشت لباس مىپوشيد و بىحيا بود . در تلون چون بوقلمون و در تقلب مانند كلاغ بود . بيش از حد تعصب داشت و چون گرگ به اشخاص مىپريد . انوشروان گفت : زين الملك ابو سعد بن هند و از محبس خلاص شد و بدون شغل به لشگرگاه وارد شده سپس داخل بزرگان شد و به مقام و مرتبه رسيد در صورتى كه از كمترين فهم و خردى خالى بود . از دلائل نادانى وى يكى اين بود كه وقتى كاغذى به وى دادند كه از طرف ديوان قرارى بنويسد همان‌طور كه معمول است . او چنين نوشت الاستقر ، استقر فعل ماضى را با الف و لام ( كه از خواص اسماء است ) كتابت كرد .
« مرگ بر روزگار كارى شگفت پيش آورد * اقسام علم و انواع ادب را محو كرد
نويسندگانى را روزگار آورد كه اگر قدرت داشتم و دستم باز بود آنان را براى ياد گرفتن به مكتب‌خانه بر مىگرداندم . » ضياء الملك وزيرى راست‌كردار و راستگو بود . چون بر مسندش