خلق دست داشته است . توطئهگر و بىدين و حيلهگر بوده است . نيز سلطان بدانست كه اسماعيلى محبوس بتلقين خطيبى هرچه گفته بوده است پس پشيمان شد هرچند پشيمانى سودى نداشت .
سلطان فرمان داد كه محبوسان را آزاد كنند و پس ازين گفتارى در عقيده و مذهب كسى نمىشنيد و نسبت مسلمانى را به باطنيگرى و اسماعيلى تصديق نمىكرد . اگر شرح اسماعيليان در حضورش گفته مىشد مىگفت :
« آنان در قلعهها موضع گرفتهاند و ما اراده آنجاها را داريم و مىخواهيم كه قلعهها را از ريشه و بن بركنيم » از قلعههاى اسماعيليان اين سلطان چندين قلعه را فتح كرد و در محاصره قلعهها سرور و شادى داشت . اگر قلعهها تا حالا در دست اسماعيليان بود دينارا كفر اسماعيليان فرامىگرفت .
انوشروان گفت : شمس الملك فرزند نظام الملك و برادر وزير بر درگاه حاضر بود . من عهدهدار ديوان عرض سپاه بودم . اين شغل از من به وى پس از آنكه دو هزار دينار تقديم خزانه كرد برسيد . از مختص الملك شكى در دل سلطان باقى ماند . البته كسى كه چيزى را مىشنود خيالى درباره آن در دلش خواهد ماند . پس از كشف توطئه و حيله خطيبى سلطان مطلبى را آشكار نمىكرد اما در عين حال خصوصيت مختص الملك را نيز كماكان توجه نمىنمود و او را به شغلى كماعتبار مىگمارد . امير عميد محمد جوزقانى كه عميد بغداد بود درخواست منصب طغرا كه در عهده مختص بود نمود . منصب طغرا به وى منتقل گرديد و درين كارها به وى اعتماد شد .
پس از وزارت و منصب استيفاء منصب طغرا بالاترين مناصب است . ديوان رسائل و انشاء جزء ديوان طغراست . پس از طغرا ديوان اشراف و سپس عرض سپاه مىباشد .
طغرائى در شكار وزير سلطان نيز هست زيرا وزير در شكارگاه
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١١٤