تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
كرد و به وى تأمين داد و او را تشجيع كرد . به وى گفت : براى تو بحث و ترسى در ميان نيست و آزار و شكنجه‌اى نخواهى ديد . نام صد نفر از خدمتكاران سلطان و بزرگان شهر را به وى تلقين كرد و گفت هنگامى كه من از تو پرسيدم از كسانى كه اسماعيلى مذهب هستند و تو آنان را مىشناسى نام اين اشخاص را كه به تو ياد دادم بر زبان بياور و آنان را از هم‌كيشان و دوستان خود بشمار . سپس اسماعيلى را به جايگاه خود برگرداند و گفت : نترس اگر ترا توقيف كنند ترا نجات خواهم داد و اگر مالى از تو بستانند عوض آن به تو بخشش خواهم كرد . چون مرد اسماعيلى بقرارگاه خود بازگشت خطيبى بحضور سلطان حاضر شد و گفت : به مردى اسماعيلىمذهب راه يافته‌ام و اميدوارم كه بدست آيد شايد گشايشى در كار اسماعيليان براى ما فراهم آيد . حاجب به گرفتن و آوردن اسماعيلى مأمور شد . چون اسماعيلى گرفتار و حاضر گرديد از وى نام اسماعيليان شهرها و كسانى كه در سپاه هستند پرسيده شد . او نيز آنچه را كه به وى خطيبى تلقين كرده بود بازگفت و نام مختص الملك ابو نصر و ابو الفضل صفى قمى نائب خطير الملك در ديوان استيفاء را بعلاوه قريب صد نفر از اشخاص مشهور را بر زبان آورد . اينان همگان گرفتار و براى نگهدارى به تركان سپرده شدند . در خانه‌ها و املاك و متفرق كردن جمعيت هريك اقدام كردند . در گرماگرم اين توطئه‌ها بلائى بر خطيبى فرود آمد . بناگاه كاردى به وى زده شد كه از حركت بازماند و عمرش به آخر رسيد . خواص و عوام روزگار خطيبى را به كارهاى ناشايستش شماتت كردند . كسانى كه به آنان دروغ و تهمت اسماعيلىگرى بسته شده بود ماه‌ها در زندان ماندند . خداوند از كسى كه به بهتان و دروغ در كار آنان پيش آمده بود انتقام گرفت . پس از قتل خطيبى بر سلطان آشكار شد كه خطيبى در خون