وزارت امير ضياء الملك ابو نصر احمد بن نظام الملك
مؤلف گفت : چون سعد الملك را نكبت برسيد و از تخت بتخته افتاد هركس طمع در وزارت بست . امير ضياء الملك و خطير الملك ابو منصور محمد بن حسين ميبدى اولين در روز عزل و بدبختى سعد الملك برسيد و دومين از فارس دعوت گرديده شد . نسبت بوزارت اين دو نفر عقايد و آراء مختلف شد . سلطان ملاحظه هر دو طرف را نمود و هر دو را به كار گماشت .
مسند وزارت را براى رضاى طرفداران خاندان نظام الملك به ابو نصر احمد و مقام استيفا را به ميبدى اعطاء فرمود و بدلجوئى ازين دو نفر خواص اصحاب خود را خشنود ساخت . و حق سياست و كشوردارى را بگزارد و افق مملكت را بروشنى اين تدبير نورانى ساخت .
حكماء گفتهاند : سياست چهار مرحله دارد . مرحله اول آنست كه مرد خود را اداره كند . دومين مرحله ادارهء خانواده و فرزندان و كسانى كه در خانهاش هستند مىباشد . مرحله سوم اداره شهرى است كه به عهده او نهاده شده است . مرحله چهارم اداره كشوريست به تمام . اگر در اداره يكى ازين مراحل ناتوان شد ناچار از اداره مرحله بعدى ناتوانتر است .
اين وزير ناچار چون پسر نظام الملك بود از وى خلق رعايت مىكردند و گرنه از كار وزارت آگاهى نداشت و اصولا اين كار شغل وى نبود و آرزويش را هم نداشت . عبارت مهر وزارتى وى الحمدللّه على نعمه بود . در كارى سر كرد كه تيزهوشان خردمند در آن عاجزند چه رسد به ناتوانان .
وزارت استيفاء به اسم بر خطير الملك قرار گرفته بود همانطور