به بهتان دشمن وزير و بزرگان ديوان او را سلطان بردار كرد .
گفته شده است : هنگامى كه وزير بر حيله دشمنش آگاه شد در فكر توطئهاى در مخالفت دشمن و برائت خود شد . توطئه و حيلهاى كه انديشيده بود بلايش به خود وى بازگشت نمود و سرانجام بنابودى او منجر گرديد .
تفصيل قضيه چنين است :
وزير از مكاتباتى كه ميان خطيبى و احمد بن عبد الملك عطاش رئيس اسماعيليه در اوائل كارش ردوبدل شده بود آگاه بود . همچنين از باطن خطيبى اطلاع داشت . مىخواست برخى نامهها كه به خط خطيبى بود بخواهد و به سلطان بگويد . اين مرد كه خود مذهب اسماعيلى دارد مرا متهم كرده و روش خود را به من نسبت داده است . دستخط وى دليل راستى گفتار من است . از كسانى كه مورد اعتماد وى بودند يكى را دنبال اين مهم فرستاد و به خط خود فرمانى به نگهبان قلعه نوشت كه مانع عبور فرستاده نشود . قضا را فرستاده را به احتياط و محافظت نامه سفارش نكرده بود .
كسى كه محافظ راه قلعه بود برفرستادهء وزير دست يافت . او را بازداشت كردند و غذا از وى باز گرفتند . پس دستخط وزير را نزد وى يافتند و آن را گرفتند . اين حادثه از بزرگترين موجبات بليهء وزير شد زيرا سلطان دستخط وزير را نگاهداشت تا هنگامى كه او را توقيف كرد . پس دستخط را به وى بنمود و برو آشكار شد كه دستخط خودش وى را در معرض نابودى قرار داده است . چون دستخط را به وزير دادند پاسخى نداد و مطلقا سخنى بر زبان نياورد . هرچند اگر سخنى هم مىگفت شنيده نمىشد و اگر پوزش مىخواست عذرش را نمىپذيرفتند . آنچه كه بايد به وى رسيد و به ملاقات خداى خود رفت . وزير مردى نيكوكار پاكيزهطينت ، خوشاخلاق بود .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٠٥