پيروى كند . او سنگين و ترسآور و خردمند و دانا بود . هنگامى كه بر تخت كشور پدر و جدش نشست دريافت كه قواعد كشوردارى بواسطه حكومت برادرش مختل گرديده است . گردنبند قواعد گسيخته شده است پراكندهها را جمع كرد و آنها را تحت قاعده و نظم آورد . مؤيد الملك را به مقام پدرش ( نظام الملك ) در وزارت بازگردانيد و بنور طلعت وى افق بزرگوارى را لبريز از روشنى كرد . اين وزير با همت بلند و خردى روشن بكارها پرداخت و مصلحت كشور را بتدبير فراهم آورد .
دولت به كوشش وزير از سقوط محفوظ شد و نوبت ضعف آن بگذشت .
مؤيد الملك چند سال در وزارت ماند و از دشمنان كه خونها ريخته بودند تلافى كرد و تشنگى قصاص از آنانرا تسكين بخشيد . اموال مجد الملك را تصاحب كرد . كوششى در كشتن زبيده خاتون به كار برد ناچار گناه قتل وى بگردنش ماند و در تاريكى ستم به وى پايش بلغزيد و اشتباهى بزرگ مرتكب شد .
سپاه بركيارق در جنگى كه ميان دو برادر ( بركيارق - محمد ) در نزديكى همدان واقع شد مؤيد الملك را به اسارت درآوردند . بركيارق او را مقابل خود حاضر كرد . دستهاى او را بسته بودند و دستمالى بر چشمانش به منظور كشتن وى پيچيده بودند . مؤيد الملك در اين هنگام صداى خود را به كلمه شهادت ( لا اللّه الا اللّه ) بلند كرد و ترس و سستى و زارى ازو ديده نشد .
بركيارق به دست خود گردن او را بزد . دشمنى با مادر سلطان و كوشش در ريختن خون وى سرانجام بلاى مؤيد الملك شد و چنين شخص و شخصيت بىنظيرى نابود گرديد . گناه قتل مادر سلطان هرچند موجب شد كه گردن مؤيد الملك بريده شود اما هيهات كه روزگار در تيزهوشى و خرد و تدبير و لطافت و ظرافت و نرمخوئى و مهربانى فرزندى چون مؤيد الملك بزايد .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٠٠