نزديك مدت يك ماه ، اين رفيق همسفر كره زمين يك دور تمام در آسمان طي مىكند ، امّا حركت أو بر عكس حركت شبانه روزى است . در عين آنكه ماه مانند ساير ستارگان طلوع وغروب دارد واز جانب مشرق سوى مغرب مىرود ، هر شب سه ربع ساعت از همسفران خويش عقب مىنشيند وبه نظر مىآيد كه از ستارهاى كه ديشب همراه أو بوده ، وامانده واندى سوى مشرق گراييده است . اين حركت به روشنى محسوس است وسه روز پياپى كه جاى أو را به دقت ملاحظه كنيم كيفيت آن بر ما معلوم مىگردد . . . .
آنگاه اشكال ماه را از هلال تا بدر وتربيع اوّل ودويم تا آخر كه ناپديد مىگردد كه آن حالت محاق است ، شرح داده وگويد :
اين فاصله كوتاه كه ماه در آن ناپديد مىباشد ، چه اندازه پيش از اجتماع است وچه اندازه پس از آن ؟ حلّ آن براي مسلمانان بسيار ارزنده است كه نگران پايان روزهء ماه رمضانند وبايد آن را به پديد آمدن ماه نو تعيين نمايند . ميليونها مردم در آن هنگام چشم به آسمان دوخته دارند وبايد از شرقيان جواب دقيق اين مسأله را بجوييم . امّا بايد اقرار كرد كه در اين زمان كسى در مشرق به نجوم نمىپردازد .
چنان كه فلاماريون گفته است در كشورهاى شرقي در عصر ما علم نجوم بر افتاده ومنسوخ شده است . امّا آن زمان كه اساتيد اين علم بودند قاعدهء استخراج هلال را يافتهاند ؛ هر چند در بيشتر كشورها ، مسلمانان از آن آگاه نيستند . علتش آن است كه پس از فتنهء چنگيز وسقوط بغداد به دست هلاكو ، مطلق رصدهاى نجومى به زبان فارسي تدوين گشت وزبان فارسي فقط در إيران وهندوستان متداول بود . پس از اطلاع از هيئت جديد وطريقهء كپرنيك وكپلر كه جداول وزيجات را مطابق آن نوشتند ، باز هنديان پيش از ساير أمم مشرق بدان پرداختند وآنچه جدول مرتب كردند ، به زبان فارسي نوشتند . در عهد محمّد شاه گوركانى هندى ، معاصر شاه سلطان حسين ، مطابق هيئت فرنگى زيجى مرتب ساختند كه به زيج هندى مشهور است وچون به زبان فارسي است در إيران متداول گشت . امّا ساير ممالك اسلامى خصوصا آنها كه فلاماريون مىشناخت ؛ مانند الجزاير وتونس از اين علوم خبر ندارند ، چون زبان فارسي نمىدانند .
باز فلاماريون از قول هوليوس گويد :
امريك وسپوس در مناطق در يك روز هلال را پيش از طلوع آفتاب در
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3819
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٨١٩