خلاف شرع شمارند وراه باطل ساختن شرع را براي آنها آسان گردانند .
نالينو از كتب علماى شيعه چيزى نقل نكرده است . با آنكه مضمون سخن غزّالى را پيش از وى سيد مرتضى وأبو الفتح كراجكى گفتهاند . سيد گويد :
گرفتن آفتاب وماه ونزديك يا جدا شدن ستارگان از باب حساب وسير كواكب است كه أصول درست وقواعد محكم دارد ، مانند تأثير كواكب در خير وشر وسود وزيان نيست كه أهل احكام ادعا مىكنند . فرق ميان اين دو همين بس كه در كسوفات وأمثال آن هميشه حساب آنان درست مىآيد وخطا در آن ظاهر نمىگردد ، بلكه خطاى آنها هميشه در احكام است ؛ چنان كه كمتر اتفاق مىافتد خبر آنها راست آيد « 1 » .
بايد دانست كه هرگاه دو متحرك در مسافتى حركت كنند ومقدار حركت آنها را بدانيم كه در هر ساعت مثلا چند كيلومتر طي مىكنند وفاصلهء ميان آنان واوّل زمان حركت هر يك را نيز بدانيم البتة مىتوانيم حساب كنيم كي به يكديگر خواهند رسيد . واگر كسى گويد : « حساب اين گونه أمور خلاف شرع اسلام است يا از حساب آنها نتيجة به دست نمىآيد » ، شايستهء مكالمه وجواب وسؤال نيست ؛ أو را با جهل خويش بايد گذاشت .
ستارگان آسمان سيرى دارند مشخص از دو هزار سال پيش تاكنون تغيير نيافته . دورهء ماه هرگز يك دقيقه بلكه يك ثالثه هم مقدم ومؤخر نگرديده وخورشيد را نيز سيرى است با سرعت معلوم كه هرگز تغيير نكرده است ودو هزار سال بيشتر است كه از آن خبر داريم .
در قرآن كريم فرمود :
كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى
« 2 » وفرمود :
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
« 3 » اندازهگيرى خداوندى است كه مىداند ومىتواند بىمعارض تحقق دهد . حساب كسوف وخسوف وهلال ، مانند حساب دو متحرك تند وكند است كه زمان حركت وسرعت هر يك را مىدانيم ووقت رسيدن آنها به يكديگر را حساب مىكنيم . ونيز مانند حساب طلوع وغروب آفتاب است كه مىدانيم چند ساعت پس از نصف النهار به أفق مىرسد . تابستان در شهري كه زيست مىكنيم چه ساعت غروب مىكند وزمستان در چه ساعت .
گروهى از مردم متورّع امّا سادهلوح بر سيد مرتضى خرده گرفتهاند كه بر حساب
هامش
( 1 ) . رك : بحار الأنوار ، ج 58 ، ص 289 .
( 2 ) . رعد ( 13 ) : 2 ؛ فاطر ( 35 ) : 13 ؛ زمر ( 39 ) : 5 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) : 96 ؛ يس ( 36 ) : 38 ؛ فصّلت ( 41 ) : 12 .