وكسوف باطل شمردند وپنداشتند كه گفتار آنان بر خلاف شرع است ؛ با آنكه نه شرع متعرض مسائل رياضى شده است ونه در علوم رياضى متعرض أمور ديني شدند . اين كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله ، كه فرمود : خورشيد وماه دو آيتاند از آيات خداوند نه براي مرگ كسى منكسف مىشوند ونه براي زنده بودن كسى ، چون آنان را مشاهده كرديد به سوى خداى تعالى ونماز متوجه گرديد . در اين كلام چيزى كه موجب انكار حساب خسوف باشد ، نيست كه از سير ماه وخورشيد واجتماع يا مقابلهء آنها به دست بيايد » .
تا اينجا سخن غزّالى است .
آنگاه از مطهرين طاهر مقدسي در كتاب بدأ وتاريخ نقل كرده است :
من به يارى خداوند وخواست أو تأليفى در نجوم خواهم نمود ؛ چون مردم نادان را مىبينم اين علم را سبك گرفتند وعالمان بدان را پست شمردند واز قدر آنها كاستند ؛ براي آنكه چند تن شيّاد دست به احكام غيب فرا بردند كه خداوند از خلق خويش مخفى كرده است .
نالينو كلام غزّالى را از كتاب تهافت الفلاسفة نقل نكرده وبه نظر مىرسد كه سخن وى در آنجا روشنتر است . در أوائل كتاب گويد :
علماى رياضى گويند : گرفتن ماه بدان است كه روشنى ماه زائل گردد به اينكه زمين ميان ماه وخورشيد فاصله شود ، چون ماه از خورشيد نور مىگيرد ، وقتي زمين ميان آن دو حائل گردد ، ماه در سايهء زمين واقع مىشود ونور خورشيد از آن منقطع مىگردد . ونيز گويند : گرفتن خورشيد به آن است كه كرهء ماه ميان چشم ما وخورشيد قرار گيرد . وكسى كه پندارد باطل كردن اين علوم يارى دين است بر دين خيانت كرده است ومبناى آن را سست نموده ، چون در اين أمور برهانهاى محكم هندسي وحسابي قائم است ، چنان كه شك در آن نمانده . وآن كه آن قواعد را بداند وادلهء آنها را درست ياد گرفته واز آن قواعد خبر از وقوع كسوف وخسوف دهد پيش از وقوع ، ودرست آيد ، اگر به أو گويند علم تو بر خلاف شرع است ، شك در علم خود نمىكند ، بلكه در شرع شك مىكند وزيان شرع از كسى كه نه از راه درست يارى آن كند ، بيش از كسى است كه در آن طعن زند ، چنان كه گفتهاند : دشمن خردمند به از دوست نادان .
بزرگترين وسيلهء طعن منكران دين وقتي است كه رؤساى دين يكى از اين أمور را بر
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3814
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٨١٤