است ؛ براي آنكه مردم بدانند زمان ، اندازهء حركت اجسامى است كه خداوند خلق كرده ، وآنها را به تقدير واندازهء مضبوط به حركت آورده است ، تا در خاطر آنها مرتكز شود كه ازمنهء عبادات امر الهى وحقيقي است نه جعلى وقراردادى كه قابل تغيير وتبديل باشد .
آغاز وانجام هر ماه يكى از تشكلات قمر است ؛ يك ماه عبارت از آن است كه قمر همهء تشكلات خود را طي كند تا به حالت بدر در آيد ، آنگاه كاسته گردد تا ناپديد شود وباز به صورت هلال نمايان گردد ؛ چون كه اين حالات خلقت الهى است ودست ما به آن نمىرسد . ماه رمضان وديگر ماهها نيز مبنى بر همين تشكلات ووضع الهى است . ساير امتها اوّل وآخر ماه را بر حسب مصالح وسليقهء خويش قرار دادند واگر مصلحت بهتر يافتند ، آن را تغيير دادند . چنان كه در تقويم گرگوار ، مستعمل مردم اروپا ، أوايل ماهها تغيير يافت وأعياد مسيحيان سيزده روز از آنجا كه بود مقدم افتاد ، ما چنين عملي را در ماههاى هلالي نمىتوانيم انجام دهيم . اوّل ماه رمضان وقتي است كه هلال ديده شده است وحتّى يك روز هم نمىتوانيم آن را مقدم يا مؤخر سازيم .
ماه وقتي از خورشيد فاصلهء بسيار ندارد ، أصلا ديده نمىشود ودر آن حال گويند در محاق است ودر وسط زمان محاق با خورشيد در يك نقطهء فلكى قرار دارد كه هرگاه كسوف اتفاق افتد ؛ يعنى آفتاب بگيرد ، در همان وقت ماه در پيش خورشيد واقع شده ، مانع رسيدن نور خورشيد مىگردد ، اين حال را حالت اجتماع گويند . واگر كسوف نباشد ، حالت اجتماع با چشم ديده نمىشود . بعضي طوايف مانند يهود حالت اجتماع را آغاز ماه قمري قرار دادند . امّا چون اين حال محسوس نيست ، در دين اسلام بدان اعتنا نشده ، يك يا دو روز پس از اجتماع را كه ماه به صورت هلال پديدار مىگردد ، غرّه گرفتند .
گفتار نالينو دربارهء اعمال ديني اسلام وأوضاع فلكى
نالينو مستشرقى ايتاليايى است كه در دانشگاه بلرم أستاذ بود وزبان عربى نيكو مىدانست .
أو كتب هيئت ونجوم علماى اسلام را خوانده وتحقيقاتى در تاريخ علوم رياضى وخصوصا نجوم وهيئت مسلمانان نموده بود . خطابههاى وى در اين موضوع به زبان عربى در شهر رم به سال 1911 مسيحي به طبع رسيده است . در خطابهء 29 آن كتاب گويد :
هر كس در احكام ديني مسلمانان نظر كرده باشد ، بر وى پوشيده نيست كه ميان احكام