تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3809

مساهمون:

ص٣٨٠٩
انديشيده بودند ، امّا مقبول نيفتاد ومشهور نگشت ؛ چون موافق شرع صحيح نبود .

تاريخ حقيقي واصطلاحى

زمان را اگر مطابق أوضاع حقيقي فلكى تقسيم كنيم ، تاريخ حقيقي واگر موافق قرارداد مردم تقسيم كنيم ، اصطلاحى است . چنان كه رسيدن خورشيد به نصف النهار ظهر حقيقي است وظهر وسطى اصطلاحى است . زمان حقيقي قابل تغيير نيست وتابع أصل خلقت وآفرينش است ؛ امّا اصطلاحى قابل تغيير است . منجّمين اسلامى ظهر وسطى را در 21 برج دلو مطابق ظهر حقيقي قرار مىدادند وپس از آن تا آخر سال ظهر حقيقي پس از وسطى بود . أهل زمان ما آن را در 26 حمل قرار مىدهند وظهر حقيقي گاهى مقدم مىشود بر ظهر وسطى وگاه مؤخر ، بنا بر اين چهار بار منطبق مىشود . چون اصطلاح وقرارداد است ، مىتوانند تغيير دهند وهر دو طريقهء منجمين اسلامى ومنجمين عصر ما صحيح است . امّا ظهر حقيقي قراردادى نيست وتابع رسيدن قرص آفتاب است به نصف النهار در هر شهر نسبت به خود . شايد خوانندگان گرامى در تقاويم وتواريخ امتهاى ديگر با تأمل نظر كرده بدانند كه آنان أوقات أمور عادى زندگى خويش ، بلكه اعمال ووظايف ديني وأعياد مذهبي را بر أوضاع فلكى وحركات ماه وخورشيد مبتنى نساختند ، به طورى كه آغاز وانجام اجزاء وتقسيمات زمان درست منطبق با حالت معين از حالات ماه وخورشيد باشد . مصريان وبابليان وايرانيان قديم پيوسته سى روز را يك ماه مىگرفتند وپنج روز در آخر ماه دوازدهم مىافزودند وسال 365 روز مىشد بىكسر ، با آنكه يك دوره مسير خورشيد از اوّل حمل تا حمل ديگر چند ساعت از اين بيشتر است . پس اوّل سال آنان منطبق با اوّل دورهء حركت خورشيد نمىشد ، وماه‌ها نيز كه همه سى روز بود ، آغاز آن‌ها با انتقال خورشيد از برجى به برج ديگر منطبق نبود ، اگر مىخواستند وضع تقويم منطبق بر وضع حقيقي خورشيد باشد ، مانند واضعان تاريخ جلالي ، آغاز سال را اوّل حمل مىگرفتند واوّل هر ماه را انتقال خورشيد از برجى به برج ديگر . آغاز سال رومى قديم نيز منطبق بر وضع معين خورشيد نيست ؛ همچنين آغاز هر ماه . وساير تواريخ همه بر حسب وضع وقرار خود مردم است نه بر حسب أوضاع حقيقي فلكى . صاحب شريعت اسلام كليهء أوقات وتقسيمات زمان را مبنى بر أوضاع حقيقي قرار داده