نبودند ، امّا يقين داشتند كه يهود به مقتضاى حكم حضرت موسى عليه السّلام ، حتما عيد فصح را در وقت امتلاء قمر يعنى بدر بگيرند وحتما وقت شكوفه كردن درختان وفصل بهار باشد با آنكه ماهشان قمري بود ومبنى بر رؤيت هلال ، ونيز يقين داشتند كه حكم شريعت خويش را الزاما به جاى مىآوردند واين بدون كبيسه ونسىء ممكن نيست ؛ اگر چه به تقريب باشد واينكه از سير نيّرين آگاه نباشند مانع آن نيست كه حساب به تقريب نكنند ، وأبو معشر وديگر علماى نجوم مسلمان آيهء
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ
را دليل قاطع مىدانند بر آنكه عرب گاهى ماه سيزدهم اضافه مىكردند واگر آنان سال سيزدهماهه نداشتند هيچ علت مقتضى آن نبود كه خداوند بدين تأكيد واصرار ، سال را در دوازده منحصر فرمايد وآن را مربوط به نسىء داند وبه قول نالينو ومحمود پاشا وأمثال آنان از تأخير حرمت يك ماه ، بر شهور سال چيزى افزوده نمىشود . محمود پاشا از شاگردان مكتب جديد است وما مراتب علم آنان را مىدانيم كه از علم نجوم اسم واصطلاح را نيز درست فرا نگرفتهاند وحساب كردن ساعت شب وروز را در شهري كه نديدهاند نمىتوانند . ديدم كسى كه فرق ميان
nosanilcnI , nosianilceD
را نمىگذاشت كه اصطلاح متداول خود اروپاييان است وديگرى را ديدم مىپرسيد چرا در زمستان ظهر شيراز قبل از ظهر تهران است وغروب آن بعد از غروب تهران ، امّا در تابستان هر دو پيشند ؛ هم ظهر وهم غروب . وبه قول أمثال آنان نمىتوان أمثال أبو ريحان وأبو معشر وامام فخر رازي وخاورشناسان ماهر را تخطئه كرد .
محمود پاشا هم مانند ساير مردم در ذهنش راسخ شده بود كه سال هرگز از دوازده ماه بيشتر نيست واينكه گروهى در وقتي بعض سالها را سيزده ماه مىگرفتند هرگز در فكر عامهء مردم خلجان نمىكند وبايد به آنها گفت هم اكنون يهود بعض سالها را سيزده ماه مىگيرند تا استبعاد آنها رفع شود .
اكنون كه سخن بدينجا رسيد مناسب آمد به رسم فصح در نزد مسيحيان ويهود اشارتى كنيم تا ضمنا ارتباط مسيحيان با ماه قمري نيز معلوم شود .
عيد فصح وماه قمري
چنان كه گفتيم ماههاى يهود قمري است وسالشان شمسي ، ومسيحيان ماه وسالشان هر دو شمسي است . اصطلاحى است بر خلاف مسلمانان در أمور ديني كه ماه وسالشان هر دو