هجرى اتفاق افتاد وهوا در آن هنگام به غايت گرم وهم فصل ميوه بود . اين روايت مؤيد آن است كه ماه محرم در فصل بهار بوده ، چون در اين صورت رجب در ميزان واقع مىشود وآن هنگام هواي حجاز گرم است واگر ماه محرم در پاييز بود رجب در آغاز بهار واقع مىشد واوّل بهار ميوه نيست وهواي حجاز نيز بسيار گرم نيست .
بعضي از عوام شيعه كه از تاريخ وسيره بىخبرند ، چنين پندارند كه سال را دوازده ماه قرار دادن با اين اصرار وتأكيد كه در قرآن است ، معنى ندارد چون همه مىدانند سال دوازده ماه است وكسى انكار آن نكرده است ، پس مراد از دوازده ماه دوازده امامند ومراد از چهار ماه حرام چهار امامند كه نامشان على بود ، ودوستان جاهل زيانشان از دشمن بيشتر است وخردمندان بدين سخن استهزا مىكنند كه شهر چگونه به معنى امام آمده ودر قرآن كه فصيحترين كلام است غلطى چنين واضح چگونه استعمال شده است ودر كدام تفسير علماى شيعه چنين معنى كردهاند ؟
أبو معشر ونالينو
أبو معشر بلخى از منجمين بزرگ اسلام است در قرن سيم مىزيست ودر سال 272 ق در گذشت و « كارلو نالينو » يكى از مردم ايتالياست وخطابههايى در تاريخ علم نجوم در قرون وسطى نزد عرب در دانشگاه مصر ايراد كرده وخلاصهء سخنان وى به عربى در مصر به طبع رسيده است . سه خطابهء أو دربارهء نسىء است ودر آن خطابهها كلام أبو معشر بلخى وأبو ريحان بيرونى در آثار الباقية وامام فخر الدين رازي را نقل كرده است وبر همهء آنان اعتراض ومطالبشان را به گمان خويش رد نموده است . بيشتر هدف وى أبو معشر بلخى است وچنان پنداشت كه ديگران تقليد أو كردند وخود دليل بر آراى خود نداشتند واجمال سخن وى آن است كه :
عرب پيش از اسلام سال سيزدهماهه وماه سيزدهم غير از دوازده ماه معروف نمىشناختند ، بلكه به همين طريقه كه ميان مسلمانان هم اكنون رسم است دوازده ماه قمري را هميشه يك سال مىگرفتند ، منتها حكم تحريم را از محرم به صفر منتقل مىكردند . قلامسه نمىگفتند محرم محرم نباشد وبه جاى آن صفر محرم باشد ، بلكه مىگفتند محرم همان محرم است ، امّا جنگ در آن حرام نباشد وهمچنين نمىگفتند