واين سخن وى با آنكه گفت : عرب در هر بيست وچهار سال نه سال را نسىء مىكردند درست نمىآيد ؛ چون فاصلهء ميان هجرت وحجة الوداع ده سال است واگر شعبان در سال هجرت منطبق با محرم واقعي بوده است بايد پنج بار نسىء واقع شود تا محرم منطبق با محرم گردد ، ودر مدت ده سال ، منتها چهار نوبت نسىء كنند .
يكى از فوايد حكم الهى ونسخ قاعدهء عرب در ماه سيزدهم آن است كه تاريخ وأوقات را از حجة الوداع تا امروز مىتوان درست به دست آورد امّا پيش از آن غير ممكن است .
در تطبيق تاريخ هجرى ومسيحي آنچه از سال هجرت تا سال دهم نوشته وتطبيق كردهاند ، بر آن اعتماد نمىتوان كرد ، امّا از سال دهم كه پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله ، رسم نسىء را برانداخت صحيح است . خوانندگان مىدانند كه اروپاييان كتبي براي تطبيق تاريخ هجرى ومسيحي نوشتهاند روز به روز يا ماه به ماه . ومرحوم نجم الدولة هم رسالهء كوچكى دارد كه آغاز هر سال هجرى را با سال مسيحي تطبيق كرده وآغاز هر سال مسيحي را با سال هجرى . از جمله آغاز سال اوّل هجرت را 18 ژوئيه يعنى أواخر سرطان نوشته است وهمچنين اروپاييان اوّل محرم سال اوّل هجرت را منطبق با شانزدهم ژوئيهء 662 مسيحي شمردهاند واينها با اختلافشان در صورتي صحيح است كه رسم عرب را بر افتاده فرض كنيم ، امّا چنين نيست ودر سال اوّل هجرت تا دهم هنوز ماه سيزدهم منسوخ نشده بود وبه دست آوردن تاريخها در آن مدت ممكن نيست واين نظم وتعيين وتطبيق پس از حكم ودستور خداوند ونسخ نسىء به دست آمده ، چنان كه آغاز محرم سال يازدهم هجرى كه اوّل بر افتادن قاعدهء نسىء مىباشد منطبق با 31 مارس ، يعنى ده روز پس از عيد نوروز است واين صحيح است . روز غدير خم كه دوازده روز پيش از آن بود منطبق با 19 مارس مىشود ، يعنى دو روز پيش از تحويل حمل وتقريبا مصادف با نوروز يا تحقيقا مصادف آن ، چون يكى دو روز اختلاف بين حساب ورؤيت هلال ممكن است .
چنان كه در محل خود خواهيم گفت اينكه در روايت آمده است غدير خم در نوروز بوده به نظر صحيح مىرسد . از آنچه گفتيم معلوم شد كه در سال حجة الوداع ماه محرم در اوّل بهار بوده است والبتة همين ترتيب را ملاحظه مىكردند وماه سيزدهم را طورى قرار مىدادند كه هميشه محرم أوايل بهار باشد ، چون مقصودشان از آن كار ، ثبات ماه قمري در فصول شمسي بوده است . در روايات آمده است كه غزوهء تبوك در ماه رجب سال نهم
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3803
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٨٠٣