به حساب نمىآيد قهرا ماههاى قمري پس از تراكم اين كسور از محل معين در فصول سال شمسي مقدّم خواهد شد .
أبو ريحان بيرونى گويد :
عرب رسم نسىء را از يهود فرا گرفتند نزديك دويست سال پيش از ظهور اسلام . الّا آنكه در هر 24 سال قمري 9 سال را سيزده ماه مىگرفتند وما بقي را دوازده ماه ، واين طريقه هم با طريقهء يهود تفاوت محسوس ندارد .
ابن هشام در أوايل سيره گفته است :
نخستين كس كه در عرب نسىء به كار بست قلمّس بود ( بفتح قاف ولام وتشديد ميم به معنى دريا ) نامش حذيفة بن عبد بن فقيم از قبيلهء كنانه وپس از وى اخلاف أو به ترتيب هر يك به شغل پدر پرداختند : عباد ، قلع ، أمية ، عوف ، جنادة كه مكنّى به أبو ثمامة بود وبه عهد أو اسلام ظاهر شد .
اينها كه ابن هشام ذكر كرده شش تناند وأبو ريحان هفت تن گفته است . ابن حجر عسقلانى در اصابه گويد :
چهل سال كار نسىء به دست أبو ثمامة بود وأو از همهء آنها كه اين منصب را داشتند مشهورتر است ومدت تصدى أو طولانىتر . انتهى .
وعلت اينكه حذيفة را قلمّس ناميدند ، اين است كه حساب سال در نزد عرب كارى دشوار وبزرگ بوده وكسى كه مىتوانست سير ماه وخورشيد را به علم نجوم تطبيق نمايد نادرهء روزگار بود در علم ، وعالم بزرگ را تشبيه به دريا مىكنند وأولاد أو را قلامس مىگفتند به صيغهء جمع .
وهم أبو ريحان گويد :
آن سال كه پيغمبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله از مكّه به مدينه هجرت فرموده نوبت نسىء به شعبان رسيده بود ، يعنى شعبان را محرم ناميدند وماه رمضان را صفر وآن حضرت منتظر شد تا سال حجة الوداع وخطبه خواند وفرمود : « آگاه باشيد كه زمان گرديد ودر آن هيئت آمد كه روز آفرينش آسمان وزمين بدان هيئت بود » يعنى ماهها به جاى خود آمد وتصرف وتغيير عرب از آن زايل گرديده است « 1 » .
هامش
( 1 ) . رك : رؤيت هلال ، ج 4 ، ص 2892 .