آن بود كه قتل وغارت در آن ماه محرم حرام نبود وحرمت آن به ماه صفر منتقل مىشد وراه حجاج براي بازگشت به منازل خود ناامن مىگرديد . خداوند از اين عمل نهى كرد كه :
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ
« 1 » شماره ماهها نزد خداوند ودر كتاب خداوند دوازده ماه است وماه سيزدهم در شمار ماهها نيست از آن روز كه خلق آسمان وزمين كرد ، چهار ماه آن حرام است . اين ديني است استوار در آن بر خويش ستم نكنيد ودر ماه محرم كه ماه حرام است وحجّاج عازم منازل خويشند راهها را ناامن مسازيد .
وهمان آية كه در عنوان بحث آورديم اشاره به اين معنى كرده گويد : نسىء يعنى تأخير وپس انداختن ماهها افزونى است در كفر وبدان سبب رسمي به رسوم كفر مىافزاييد ، كافران بدان گمراه مىشوند ، ودر يك سال حلال ودر يك سال حرام مىكنند ، يعنى اعتبار احكام الهى را ندارد .
ترتيب سال سيزدهماهه در يهود بدين طريق بود كه در هر نوزده سال هفت سال را سيزده ماه مىگرفتند وما بقي به همان دوازده ماه اكتفا مىكردند . سالهاى 2 و 5 و 7 و 10 و 13 و 16 و 18 در هر دور سيزدهماهه بود . چون سال شمسي با قطع نظر از كسور ساعات ودقائق 11 روز از سال قمري بيشتر است ، پس هر دو سال وده ماه شمسي نزديك سه سال قمري خواهد بود ويهود خود را ملزم مىدانستند أعياد آنها در فصول معين از سال شمسي باشد ؛ با آنكه ماههايشان قمري است . پس براي تطبيق سنوات ، آن يازده روز را جمع مىكردند وهرگاه از 15 روز متجاوز مىشد يك ماه سيزدهم در آخر سال مىافزودند مثلا سال اوّل دوازده ماه قمري بود ويازده روز نگه مىداشتند سال دوم يازده روز ديگر نيز افزوده مىشد وبيست ودو روز را يك ماه مىافزودند وسال دوم سيزده ماه مىشد ، امّا هشت روز مقروض بودند . سال سيم سه روز بيشتر نداشتند وسال چهارم نيز چهارده روز داشتند ، امّا سال پنجم كه يازده روز اضافه مىشد بيست وپنج روز از كسور گذشته جمع شده يك ماه سيزدهم اضافه مىكردند وهمچنين تا آخر دورهء نوزدهساله .
ما در محل خود ثابت كردهايم كه از اين حساب به دقت مقصود حاصل نمىشود زيرا كه هر 19 سال قمري نيم ساعت از 6733 روز كمتر است وآن نيم ساعت در تقويم آنان
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 36 .