جايگاه بحث : هرگاه در شهري از شهرهاى كره زمين ، هلال ديده شود ، آيا براي سرزمينهاى ديگر كفايت مىكند ؟
اين بحث چند صورت دارد : اوّل : اين كه در درون يا بيرون ودور از يكى از شهرهاى نزديك به هم ديده وأفق آنها يكى باشد ، مانند كوفه وبغداد كه در اين صورت رؤيت هلال در يكى از آنها براي ساكنان هر دو شهر كفايت مىنمايد بدون اشكال ؛ بلكه اجماع بر آن ادعا شده وجمهور فقيهان عامه نيز همراهاند ، گرچه برخى از آنها اتّحاد أفق را تا قلمرو 24 فرسخ تعريف كردهاند . افزون بر اين اطلاق بلكه تصريح برخى روايات بر آن دلالت دارد .
دوم : اين كه رؤيت هلال در يكى از شهرهاى دور مانند بغداد وخراسان كه افقهاى آنها مختلف است ، صورت پذيرد . در اين صورت اختلاف بين فقيهان عامه به شش قول وبين عالمان خاصه به سه قول رسيده است :
1 . عدم كفايت يكى از دو شهر بر ديگرى است . محدّث كاشاني در مفاتيح گفته است :
« اين قول به أكثر اعلام منسوب است » چنان كه برخى از شافعىها نيز بر اين قولاند .
در اينجا نكتهاى به نظر مىرسد وآن اين كه بر مقرّر ومحرّر محترم لازم بود در مورد مثال بغداد وخراسان نمىنوشت « هر شهري حكم خود را دارد : « بل لكلّ بلد حكم نفسه » براي اين كه اگر هلال در خراسان ديده شود در بغداد به طريق أولى اوّل ماه ثابت مىشود ، بلكه صحيح آن است كه چنين به نگارش آيد ، اگر در بغداد هلال رؤيت شود اختلاف است كه براي خراسان كفايت مىكند يا نه ومشهور ، مثلا ، قائل به عدم كفايتاند .
2 . حكم رؤيت بر ديگر سرزمينها وهمه مسلمانان در مشارق ومغارب در وقت واحد ثابت است ، اين قول منسوب به جمهور فقهاى عامه به جز شافعي است وعلامه در تذكره آن را به برخى از علماى شيعه نسبت داده وگروهى از اعلام مانند محدّث بحراني در حدائق ، محدّث كاشاني در وافى ، مولى احمد نراقى در مستند ، صاحب جواهر در جواهر ، وآية الله خويى در مستند عروه ومنهاج الصالحين پذيرفتهاند .
3 . تفصيل بين رؤيت هلال در شهرهاى شرقي مانند دهلي كه در اين صورت حكم رؤيت هلال به طريق أولى براي شهرهاى غربى دور مانند تهران قطعا ثابت است وبين رؤيت هلال در شهرهاى غربى كه در اين صورت براي شهرهاى شرقي ثابت نيست .
دليل قول دوم : اوّلا : شهرهايى كه در يك طول قرار گرفته وعرضهاى آنها نيز
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3556
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٥٥٦