الهلال فهو لليلتين » . وبرخى ديگر از آن اعراض كردهاند ، وآية الله خويى اعراض آنان را پاسخ گفته است .
2 . بلند بودن ماه وباقي بودن آن پس از غايب شدن شفق هم نمىتواند نشانه باشد .
3 . با حساب وعدد هلال ثابت نمىشود ، به دليل روايت محمّد بن عثمان از امام صادق عليه السّلام ، واين روايت را ضعيف ومرسل شمردهاند ؛ پس نمىتواند دليل باشد .
4 . اختلاف آفاق . نويسنده در بخش ديگر به اختلاف آفاق وأقوال متضارب ومتعارض ، ضدّ ونقيض پرداخته ونتوانسته هيچ ملاكى صحيح راجع به اختلاف يا اتّحاد آفاق به دست دهد ، وى مىنويسد : شيخ يوسف بحراني أساسا كرويت زمين را نفى كرده است . آنگاه از آيات چنين استفاده كرده است كه نمىتوان از آنها اطلاق گرفت وحكم شهري كه ماه در آن ديده شده به ساير شهرهاى دور دست ( غير از شهرهاى نزديك ) سرايت داد ، بلكه ساير ادلّهاى كه دال بر عموميت واطلاقاند همچون « أسألك بحقّ هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا » دلالت ندارند وهمچنين شب قدر محدود به زمان خاص نيست ؛ بنابراين ، رؤيت هر شهر مخصوص همان شهر وبلاد نزديك به آن است .
( على زماني قمشهاى )
63 . رؤيت هلال *
سيد فخر الدين فال اسيرى ( معاصر ) اين رساله در يك مقدّمه وچند بخش تدوين يافته است .
نويسنده رساله تقاضا كرده دانشمندان اسلام همسو شوند وچنين استنباط كنند : اگر رؤيت هلال در يك أفق ثابت شد براي همه كره زمين ثابت شده باشد .
وى با فراخوانى به تفكر وانديشه در اجرام فلكى همچون ماه ، دل وسخن را به درياى اشعارى از نظامى ، آية الله غروى أصفهاني وفيض كاشاني سپرده وسخنى از أمير المؤمنين عليه السّلام درباره شمس وقمر وكلامي از امام سجاد عليه السّلام در اين زمينه كه ماه يكى از
هامش
( 1 ) * قم ، چ اوّل ، نشر عالمه ، 1378 ش .