تا آنكه ذكر مىنمايد بعض اخبار رؤيت كه در آنها ذكر شده كه نيست بر أهل قبله ونيست بر مسلمين مگر رؤيت ، ومتعرّض اخبار مخالفت به هيچ وجه نشده ، ومخالفت مفيد رحمه اللّه هم در لمح البرهان معلوم نيست اگر خلافش معلوم نباشد .
اما دليل اين حكم - پس به علاوة آنكه دانسته شد از اجماع وضرورت به تصديق خود خان كرمان كه به ضرورت اتّفاق اعصار را لازم نمىداند ، اگر چه در اجماع مذهب سنّيان را اختيار فرمايد - اخبار كثيرهء صحيحهء معتبره كه مفصّلا ذكر آنها وصراحت دلالت آنها وبيان صحّت آنها را در كتب فقهية فرمودهاند واين رسالهء فارسي مناسب ذكر آنها نيست ، به علاوة اينكه از اخبار موافق عمل علماى اخيار اتفاق افتاده وهر كه را قوّه فهم استدلال بوده باشد بعد از مراجعه ، حقيقت حال بر أو واضح وآشكار خواهد شد .
واما اينكه فرمودهاند كه يكى از ايشان صدوق ( عليه الرحمة ) تا اينكه مىگويد : وابن جنيد إسكافي وشيخ طريحى ، پس جماعت متشرعه مىگويند كه امّا آنكه نسبت به اين جماعت دادهاند پس با فرض صدق نسبت وحكايت ، ضررى ندارد نه به اجماع ونه به ضرورت چنانكه دانسته شد ، خصوص آنكه خود قائل در كتاب ديگر خود رجوع فرمايد ، چنانكه اشاره شد ، ولازم هم نيست كه اين جماعت اجماع را يا ضرورت را مخالفت نموده باشند ؛ چرا كه اجماع وضرورت بعد از ايشان حاصل شده ، چنانكه گفته شد .
وامّا آنچه به جهت اثبات مدعاى خود ، جماعت مذكوره را مدح فرموده ، پس اوّلا به ايشان فايده ندارد ؛ به جهت آنكه در مقدمات كتاب دانسته شد كه اعتبار به قول است نه قائل وبه دليل است نه دعوى ، وثانيا به ما ضررى نيست ؛ « لأنّ الجواد قد يكبو ، والنار قد تخبو ، والصارم قد ينبو ، وأنّ الإنسان محلّ النسيان » . به علاوة ، آنكه علمائى كه بر خلاف ايشانند مانند شيخ طوسي ومحقّق وعلّامه وشهيدين وسيّدين ، أمثال ايشان هم حالاتشان معلوم ومقاماتشان مشهور ، وبا آنكه كلمات علماء مذكور را بهتر از جناب خان ديدهاند وادلّهء ايشان را هم رسيدهاند واين اخبار را هم تأمّل فرمودهاند ، از قول ايشان رجوع نمودهاند وبر خلاف ايشان فتوى دادهاند . وپر واضح است كه شخص در اوّل امر چون كم بااطلاعتر مىباشد بسا مىباشد كه ملتفت نقصى كه مىباشد نمىشود وديگران چون بااحاطهتر مىشوند آن نقص را ملاحظه نموده ، مخالفت مىنمايند . وتزايد علوم به مرور دهور امرى است مشهور .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 2435
مساهمون: رضا مختاري
ص٢٤٣٥