به قول خود خان كرمان كافر شده باشند . وملاحظه فرماييد ببينيد كه كدام يك از اين دو طائفه علما را كافر دانستهاند : آيا كساني كه الآن موافقت علما مىنمايند كه متأخّرين را موافق خود مىدانند ، وقدما هم - چون در آن زمان اجماع وضرورتي به اعتراف خود خان كرمان حاصل نشده تا مخالفت لازم افتد وكافر شوند - كافر نمىگويند ايشان را ، يا آنانى كه الآن مخالفت علماى عصر را مىنمايند كه لازم از آن باشد كه خود مخالفت اجماع وضرورت فرموده باشند . وبه علاوة علماى عصر را هم من دون تأمّل وتحقّق مخالف اجماع وضرورت بگويد وتكفير نمايد . واز مراتبى كه خود دو وسه ورق سابق بر اين نوشته ، به جهت حبّ تخطئه واذيّت مردم فراموش نمايد ، بارى مختارند . اين حكم شرعي مسأله .
امّا قائل اين قول ، پس همهء علما از صدر اسلام إلى الآن از رواة اخيار وفضلاى ابرار مانند علم الهدى وشيخ طوسي ومحقّق وعلّامه وشهيد اوّل وشهيد ثاني .
وبالجملة ، همهء علما - من لدن خاتم إلى زماننا - حتّى صدوق در كتاب خود من لا يحضره الفقيه از قرارى كه نسبت دادهاند اگر چه نسبت به خصال خلاف آن داده شده « 1 » ، واز مفيد هم خلاف آن نقل شده ، واز بعض ديگر هم چنانكه دانسته شد خان نقل فرموده ، واز ديگران نديدهام . والعهدة عليه .
بارى اگر مخالف باشد معدودى از علما ، آن هم در بعض كتبشان ، ودر بعض كتب ديگر رجوع فرمودهاند مانند صدوق در امالى ؛ زيرا كه عمل به اخبار رؤيت وقول به رؤيت را در جمله أموري كه از دين اماميّه مىباشد شمرده ، ودر جمله آنها مىفرمايد عبارتى كه ترجمه آن اين است كه :
روزهء رمضان واجب است وآن به رؤيت مىباشد . ونيست به رأى ونه به گمان ، وهر كه روزه بگيرد پيش از رؤيت به جهت رؤيت ، وافطار نمايد پيش از رؤيت به جهت رؤيت ، پس از مخالف دين اماميه است . « 2 » انتهى .
ومانند شيخ مفيد ( عليه الرحمة ) در مقنعه كه مىفرمايد - بعد از ذكر اخبار رؤيت - : « ونيست به رأى ونه به گمان ، بلكه هلال علامت شهر است وبه آن واجب مىشود روزه وافطار » « 3 » .
هامش
( 1 ) روشن است كه صدوق در خصال وفقيه قائل به عدد شده است .
( 2 ) أمالي الصدوق ، ص 516 ، مجلس 93 .
( 3 ) المقنعة ، ص 296 .