هم در اين خصوص بسيار وموافق قرآن ومخالف سنّيان است ، پس هر كس از شيعيان ضعيف الإيمان برود به اخبار رؤيت كه موافق قول سنّيان است وامام عليه السّلام از روى تقيّه فرموده وعمل كند ، بايد از أو تقيّه كردن چنانكه از سنّيان تقيّه مىكنى ، وبايد با أو سخن نگويى چنانكه با سنّيان سخن نمىگويى » « 1 » .
ويكى ديگر شيخ مفيد رحمه اللّه است كه در كتاب لمح البرهان فرموده بعد از طعن بر كسى كه اين قول را تازه دانسته كه : « از جمله چيزهايى كه دلالت بر كذب اين مرد مىنمايد اتّفاق فقها وفضلاء أديان اين عصر است بر اين قول ، مانند أبو محمّد حسنى وأبو جعفر محمّد بن علي بن الحسين وأبو عبد اللّه الحسين بن علي بن الحسين وأبو محمّد هارون بن موسى » . « 2 »
ويكى ديگر شيخ كلينى وديگر شيخ كراجكى وديگر شيخ حسن بن أبي عقيل ، وديگر سيد ابن طاوس است در كتاب اقبال « 3 » وابن جنيد إسكافي وشيخ طريحى . « 4 »
پس مسألهاى كه اين جماعت قائلند وادّعاى اجماع نمودهاند چگونه خلاف ضرورت اسلام مىشود ؟ همهء ايشان خلاف ضرورت رفتهاند وكافر شدهاند ؟ ! حال ببينيد آنها علما را كافر گفتهاند يا ما را . . . ؟ ! واگر هيچ يك نيست پس به ما چه بحث دارند ؟ واين كتاب فارسي گنجايش ادلّهء اين قول را ندارد ، در كتب عربى نوشتهام ، هر كه خواهد رجوع فرمايد .
بعض اخبار را ذكر مىنمايم تا به كلّى اين كتاب بىبهره نباشد .
از جمله : روايت وسائل از شيخ طوسي از حضرت صادق عليه السّلام ، وروايت حذيفة بن منصور از آن بزرگوار ، وروايت يعقوب بن شعيب از آن بزرگوار ، وروايت شيخ كلينى از آن بزرگوار ، وروايت ابن أبي عمير از آن بزرگوار ، وروايت ياسر خادم از امام رضا عليه السّلام « 5 » ، وهكذا تا پنجاه روايت در اين مسأله ، حقير نقل كردهام . با همه اين چگونه خلاف اجماع يا ضرورت مىشود !
هامش
( 1 ) الخصال ، ج 2 ، ص 531 ، ذيل الحديث 9 .
( 2 ) إقبال الأعمال ، ج 1 ، ص 33 - 34 .
( 3 ) ر ك : إقبال الأعمال ، ج 1 ، ص 33 - 34 . ابن طاوس ، ابن جنيد وابن أبي عقيل چنين نظري ندارند .
( 4 ) مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 187 - 188 ، « ن ق ص » .
( 5 ) وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 270 - 273 ، أبواب أحكام شهر رمضان ، الباب 5 ، ح 29 - 36 .