صحيحهء خرّاز « 1 » ودر موثّقهء ابن عمّار « 2 » ودر روايت قاسانى « 3 » . بنابراين مقصود از رؤيت ، راه رسيدن به واقع است .
ادلّهء طريقيّت رؤيت
1 . اعتبار بيّنه مقام رؤيت : پس اگر رؤيت صفت گونه در موضوع اخذ شده باشد بيّنه نمىتواند در مقام آن قرار گيرد ، واين خود دليل آن است كه رؤيت ، يك راه به واقع ، وبيّنه راه ديگر به واقع است .
2 . حساب وشمارش سى روز : اگر رؤيت وبيّنه ميسّر نشد سى روز از ماه گذشته نيز راه ديگر به خروج ماه گذشته ودخول ماه لاحق است .
3 . وجوب روزه يوم الشكّ : اگر روزى را كه شك داشته آخر شعبان يا اوّل رمضان است افطار كرده باشد - راهى بر اثبات ماه لا حق ( رمضان ) نداشته است - بعدا به وسيلهء بيّنه يا به واسطهء رؤيت شب 29 از ماه روزه ، روشن شد روزى را كه افطار كرده از ماه رمضان بوده است ، قضاى آن روز بر أو واجب است . بديهي است كه وجوب قضا فرع ثبوت أصل تكليف روزه است ، وأصل ثبوت تكليف روزه نيز مانند ساير تكاليف است . از اين رو نمىتوان گفت « روزه ماه رمضان ديده شده » ( به نحو موضوعيّت ) واجب است .
نتيجة اين كه راهى نيست براي اخذ « رؤيت » به نحو « جزئيت » ، چه رسد به نحو « صفتيّت وموضوعيّت » .
رد ادّعاى انصراف
امّا ادّعاى انصراف اطلاق اخبار به شهرهاى نزديك شهر رؤيت .
اوّلا ، عدول وبازگشت از راه موضوعيّت رؤيت ، به راه طريقيّت است وبا كمك دعواي حكومت صورت گرفته ؛ زيرا حكومت وتنزيل مؤونه زايده لازم دارد وبايد وجه
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 256 ، أبواب أحكام شهر رمضان ، الباب 3 ، ح 16 ، ص 289 ، الباب 11 ، ح 10 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 278 ، أبواب أحكام شهر رمضان ، الباب 8 ، ح 3 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 255 - 256 ، أبواب أحكام شهر رمضان ، الباب 3 ، ح 13 .