تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
حضرات قائلون به قول دوم چند وجه استدلال بيان كرده‌اند در دلالت حديث بر عدم اعتبار رؤيت پيش از زوال : اوّل « 1 » : آنكه مراد از وسط نهار جزء زماني است پيش از زوال قريب ملصق به زوال است كه وسط از راه اطلاق شامل متناول اين جزء زماني است كه قرب به زوال دارد ، واين اطلاق واستعمال متعارف شايع در عرف وعادت [ است ] كه وسط نهار مىگويند آن جزء زماني كه قبل از زوال متقارب به زوال است اراده مىنمايند . پس معنى حديث در نزد ايشان آنكه در وقتي كه رؤيت كرديد هلال را در شب ودم غروب ، پس فردا افطار كنيد ، عيد است ، اوّل ماه شوّال است ، اعمال أو را كه از جمله افطار [ است ] معمول داريد . واگر نديديد ماه در شب ، مگر در وسط نهار كه قدرى قبل از زوال است ويا در آخر نهار كه بعد از زوال وعصر است ، پس اتمام كنيد صيام آن روز را تا به شب كه روز سىام است . اعتبار به رؤيت هلال پيش از زوال وبعد از زوال نيست ، دليل شهر جديد نمىشود . من بىمقدار فاتر الفكر ، وقاصر النظر عرض مىكنم : اين وجه استدلال خلاف ظاهر حديث ، ومنافى سوق دلالت حديث است ، از سه راه : أوّلا : مدلول وسط نهار واقعي آن زمان فاصل بين الطرفين است ، ودر شريعت مطهّرهء غرّاء مدلول وسط نهار زوال شمس است . وزوال عبارت است از ميل شمس از وسط السماء وانحراف آن است از دايرهء نصف النهار . پس وسط نهار وزوال الشمس عبارت است از جزء زماني بعد از وسط حقيقي فاصل بين الطرفين كه متّصل متقارب به زمان فاصل بين الطرفين است ، در شريعت سمحه سهله حنيفيّه بيضاء . پس مراد از وسط حقيقي فاصل بين الطرفين وبه اعتبار دلالت ووضع به حسب واقع مراد از وسط زمان فاصل بين الطرفين است . وامّا بودن مراد از وسط جزء زماني كه پيش از وسط حقيقي است ، مجاز است قرينه مىخواهد ، وبدون قرينه استعمال وسط در جزء زمان قبل الزوال صحيح نيست وبعد از قرينه ، استعمال واطلاقش صحيح خواهد بود وحال آنكه در اين مقام قرينه نيست . پس
هامش
( 1 ) . مؤلّف رحمه اللّه وجه دوم وسومى ذكر نكرده است .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 595 | رضا مختاري / محسن صادقي