تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
خلاف أحاديث متواتره وأصول قطعيّهء دين مبين است وآنكه مفهوم از قالب مثالي عقلا وعرفا ولغة مغايرت وتعدّد وخارج است ، با اغماض از أحاديث قطعيّه ؛ پس نبايد اعتماد واعتناء به مقالهء بعضي - كه گفته‌اند وقت قبض روح انساني ، روح با جسدي كه در توى اين بدن عنصرى بوده ، خارج مىشود كه به لفظ يوناني « هورقليا » « 1 » نام گذاشته ، در نشأت برزخ أقامت واعتكافش بر اين جسد هورقليائى است كه داخل بدن عنصرى بوده - كرد ؛ [ زيرا ] أوّلا : دليل نقلي ندارد . وعقل هم در اين باب ادراك ندارد . بايد روح وقت مفارقت از بدن عنصرى تعلّق وجا گيرد به قالب مثالي وآنكه حكم نمايد كه بايد داخل بدن عنصرى باشد يا خارج [ كذا ] . وثانيا : خلاف أحاديث متواتره است واز أصول خارج است . واگر كسى بگويد در عالم نشأت قيامت كبرى حشر ونشر با همين جسد است ، روح عود نمىكند به بدن دنيوي كه در قبر مثلا مانده ، متفرّق [ و ] پاشيده شده ، انكار معاد جسماني - كه از أصول دين ضروريّه است كه ذكر شد - خواهد بود . واگر بگويد در نشأت قيامت روح عود مىكند به بدن اصلى دنيوي ، قائل به معاد جسماني شده . ودر اصطلاح أرباب تناسخيّه اگر روح انساني انتقال يافت از بدن عنصرى انساني به بدن انسان ديگر در اين عالم كون وفساد « نسخ » است . واگر به بدن حيوان از بهايم وسباع ، « مسخ » است . واگر انتقال يابد به قالب نباتات از رياحين وأشجار ، « فسخ » است . واگر به قالب جمادات از أحجار وزخارف ، « رسخ » است . وهمچنين كفّار ومنافقان در نشأت برزخ در أبدان مثاليّه معذّبند ، به حكم آيات متظافره واخبار متواتره واجماع أهل اسلام - من غير ضرر خلاف ضرار بن عمرو من العامّة - وضرورت مذهب عدليّه ، ودر آيهء مباركهء
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ
« 2 » وأحاديث بسيار [ وارد است كه ] دو وقت صبح و
هامش
( 1 ) . هورقليائى : ظاهرا از كلمهء عبرى « هبل قرينم » گرفته شده . « هبل » به معنى هواي گرم وتنفّس وبخار ، و « قرينم » به معنى درخشش وشعاع است . ومعنى اين دو كلمه در هنگام تركيب ، تشعشع بخار است . نخستين كسى كه پس از اسلام اين كلمه را استعمال كرده تا آنجا كه مىدانيم ، شيخ اشراق سهروردى است . ( لغت‌نامه دهخدا ، ج 14 ، ص 20855 ) . ( 2 ) . غافر ( 40 ) : 46 .