تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
أو را قالب مثالي مىدانند ، عين تناسخ است ؛ پس أهل اسلام قائل [ به ] تناسخ شده‌اند در اين اعتقاد ، وتناسخ عبارت است از تعلّق روح بعد از مفارقت از بدن اصلى ، به بدن ديگر ، وحال آنكه اسلاميان كه اين تعلّق را باطل ومحال مىدانند ، قايل [ به ] تناسخ شده‌اند ، در اين أصل شركت با أصحاب تناسخ به هم رسانده‌اند ، ملتفت اين نشده‌اند . در جواب اين ايراد واين توهّم ، علماء اسلام زحمت كشيده ، وجوهى در جواب ، تحرير وتقرير داده‌اند كه عرض خواهم كرد كه هيچ يك از علماء - چه خاصّه وچه عامّه - نگفته‌اند كه تعلّق روح انساني بعد از مفارقت به بدن ديگر نشده ، ونگفته‌اند قالب مثالي داخل واز توى اين جسد است . پس تناسخ نيست ؛ زيرا كه در تناسخ تعدّد وغيريّت ضرورت است . در اينجا غيريّت نيست ؛ كه قالب مثالي در توى اين بدن اصلى بوده ، خارج نيست ، تا تناسخ صادق آيد . پس اگر قولي ودليلي در باب قالب مثالي مىبود كه قالب مثالي داخل اين بدن بوده واز توى اين بدن عنصرى خارج شده ، در جواب ذكر مىكردند ، چون قالب مثالي خارج وغير نيست . پس تناسخ هم نيست ؛ زيرا كه تناسخ عبارت است از تعلّق روح به بدن ديگر بعد از مفارقت از بدن اصلى ، ودر اينجا بدن ديگر نيست كه بدن مثالي خارج نيست ، بلكه داخل است . پس تناسخ نمىباشد . اين را هيچ كس در جواب نگفته ، بلكه همه قالب مثالي را بدن ديگر دانسته ، مسلّما خارج از بدن گرفته‌اند ، از راه ديگر تعرّض به دفع ايراد فرموده‌اند وإلّا در جواب مىگفتند چون قالب مثالي بدن ديگر نيست ، پس تناسخ نخواهد بود قطعا . پس معلوم شد كه قالب مثالي جسد ديگر است ، خارج از بدن عنصرى ، به دلالت اخبار متواتره ، وآيهء مباركه ، واجماع همهء أهل اسلام . در جواب گفته‌اند ومن عرض مىكنم كه أرباب تناسخ گفته‌اند : أرواح بعد از مفارقت از أبدان عنصريّه در عالم كون [ و ] فساد تعلّق مىگيرد به أبدان عنصريّهء ديگر . اگر اين بدن عنصرى منقول إليه مثلا سبع است ، اين جهنّم اين روح مىشود واگر بدن مؤمن صالح است ، جنّت أو خواهد بود . علماء اسلام گفته‌اند اين باطل وكفر است ، از چند راه ، اوّلا : منكر معاد جسماني است . وثانيا : منكر جنّت وجهنّم است . وثالثا : انتقال روح از بدن عنصرى به بدن