خداوند فيّاض رحيم عطوف ودود لطيف اين آية « 1 » را نازل فرمود .
وبر اين احوالند مؤمنان در مدّت برزخ تا قيام قيامت كبرى . همين كه نشأت قيامت وآخرت شد ، أرواح را از قالبهاى مثاليّه وأجساد وأجسام لطيفهء مشابهيّه اخراج مىفرمايد ، به أبدان أصلية كه در نشأت دنيا بود ، داخل مىفرمايد به اينكه اجزاء متشتّتهء أصلية را كه متفرّق شدهاند واز هم پاشيده ، جمع مىفرمايد وبه هم تركيب مىدهد . حكم به دخول مىرسد ، داخل مىشوند . همچنان كه در دنيا بودند ، جلوهگر خواهند شد تا عذر كافران ومنافقان مقطوع شود كه به وفق آيات وأحاديث متواتره كه اعضا وجوارح وزمين وأنبياء ورسل وملائكة عليهم السلام شهادت مىدهند در قيامت : من كردم واين عضو كرد ، كه مضمون اين أحاديث متواترهء ثانوية آنكه : أرواح را از أجساد مثاليّه اخراج كرده ، ادخال به أبدان اصليّه كه در دنيا بوده ، مىفرمايد تا متعلّق شهادت شوند وهم عذر كافران برداشته شود كه استعذار نكنند از راه غيريّت اين عضو وجسد من نكرده .
از اين أحاديث متواتره نيز معلوم شد كه قالب مثالي ، خارج از بدن اصلى است كه از توى بدن اصلى نيست . پس قول به اينكه جسد مثالي از توى اين بدن است ، داخل است ، خارج از بدن نيست ، خلاف اين أحاديث متواتره هم شده ، كه اعتقاد به اينكه قالب مثالي ، خلق جديد نيست تا خارج از بدن باشد ، داخل بدن بوده ، از توى بدن بوده ، مخالف دو صنف حديث متواتر است ، بلكه خلاف آيهء
أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
« 2 » هم مىباشد . آيهء شريفه دلالت دارد كه قالب مثالي لبس وخلق جديد است .
اگر اكتفاء واقتناع به آن چه ذكر رفت نكنى ، مقالهء ديگر دارم ، ذكر مىكنم ، تا معلوم شود همهء علماء اسلام چه شيعه وچه سنّى اتفاق واجماع دارند بر اينكه روح بعد از مفارقت از بدن عنصرى ، تعلّق ودخول مىيابد به بدن ديگر [ كه ] مثل ومانند بدن عنصرى باشد ، واين را از ضروريّات دين اسلام دانستهاند . وآن اين است كه ايراد بر أهل اسلام وارد آوردهاند ، گفتهاند كه : أهل اسلام تناسخ را باطل مىدانند وحكم صريح به كفر أصحاب تناسخ كرده ، واين اعتقاد كه روح انساني بعد از مفارقت از بدن عنصرى ، تعلّق مىگيرد [ به بدن ] ديگر كه
هامش
( 1 ) . منظور آيهء 169 - 170 از سورهء آل عمران ( 3 ) است .
( 2 ) . ق ( 50 ) : 15 .