لبس ملبوسات نفايس وغيرها كه به احصاء تحرير نمىآيد ، از جملهء ادعيه ومسئولات مؤمنان در جنّت [ اين است كه ] عرض مىكنند : « ربّنا أقم لنا الساعة ، وأنجز لنا ما وعدتنا ، وألحق آخرنا بأوّلنا » « 1 » . سؤال وخواهش از حضرت عزّت حكيم مىكنند ظهور جناب امام عصر ( عليه وآبائه الكرام أفضل الصلاة والسلام ) [ را تا ] كه در ركاب آن جناب جهاد وانتقام از كفره ومنافقين نمايند تا مزاياى تقرّب به هم رسانند وبراي باقىماندگان خود سؤال از غفور رحيم دخول بهشت مىكنند .
در آيهء مباركه مىفرمايد :
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 2 » يعنى اى پيغمبر رحمة للعالمين ، مپندار آنان را [ كه ] به خلوص نيّت كشته شدهاند در راه خدا ، كه ايشان مردگانند ، بلكه ايشان زندگانند ، نزد پروردگار خود روزى داده مىشوند ، در حالتي كه شادمان وفرحناكاند به آن چه عطا فرموده است از فضل خويش ، وشادمان مىشوند به بشارت به آنان كه هنوز در نرسيدهاند به ايشان ، از پس ايشان واميد دارند كه بديشان رسند ودر كرامات با ايشان شريك شوند .
يا سبب شادمانى مؤمنان در بهشت جهت اخلاف اين باشد كه كرامات والتفاتات ملحوظه براي أهل ايمان [ كه ] از راه اختيار ايمان است ، بر ايشان نيز خواهد رسيد ، شادمان مىشوند ، يقين مىكنند كه هيچ ترسى بر ايشان نيست از آن چه از پس ايشان خواهد آمد ونخواهد بود كه اندوهناك شوند بر مفارقت دنيا وآن چه در آن گذاردند .
در شأن آيهء مباركه علماء أعاظم تحرير داده وروايت كردهاند « 3 » كه پدر جابر انصارى ( أعلى الله مقامهما ) بعد از شهادت ودخول بهشت وملاحظهء همهء كرامات وتفضّلات سؤال كرد از حضرت سبحانى كه : مرا باز به دنيا فرست تا دوباره شربت شهادت بچشم . فرمان سبحانى رسيد كه : حكم أزلي بر اين وجه رفته كه آمدگان از رجوع واياب ممنوع باشند .
عرض كرد : بار خدايا ، از سعادت حال ونعمت بىزوال كه به ما دادهاى ، ياران مرا خبر كن .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 244 ، باب آخر في أرواح المؤمنين ، ح 4 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 169 - 170 .
( 3 ) . الدرّ المنثور ، ج 2 ، ص 371 - 372 ، ذيل آيهء 169 از سورهء آل عمران ( 3 ) .