متظافره واخبار متواتره است . حتّى علّت غائيّه هم نيستند كه علّت غائيّهء خلق انس وجانّ ، عبادت پروردگار عالم [ است ] كه در فرقان مجيد مىفرمايد :
وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » كه عبادت خود را علّت غائيّه قرار فرمود ، حتّى بعضي از فاتر الاعتقاد والفكر در مقام مباحثه در علّت فاعلى ومادي وصوري مىتوانيد خدشه كنيد ، ولى بودن جناب محمّد وآل محمّد صلّى اللّه عليه وآله علّت غائى ، خدشه وتأمّل نداريد ، مسلّمى شما است . حاشا وكلّا ! حديث « لو لاك لما خلقت الأفلاك » « 2 » دليل بر علّت غائيّه نيست . غاية ما يتخيّل سببيّت را مشعر است ، مىرساند كه سبب علّت نيست وعلّت سبب نيست واعتقاد وحدت علّت وسبب ، ناشى از عدم معرفت وعدم استقصاء است .
مقالهء تفويض رزق وتقسيم رزق وحيات وممات از اين قبيل است ، همه مخالف ضرورت عقل ونقل قطعي متواتر است ، از احكام ضروريّهء دين ومذهب خارج است . نبايد اعتناء به اين جعليّات نمود كه تمام باطل جعلى است .
وهمچنين نبايد اعتناء به اين مقاله كرد كه براي الله تعالى دو علم است : يكى قديم ، عين ذات وديگرى : حادث ، كه از جمله قطعيّات ضروريّهء دينيّه ومذهبيّهء عدليّه ، وحدت علم خداوند است كه علم جناب بارى ، عين ذات أقدس است ، وحدت حقيقي دارد ، مثل ذات كه علمش به معلوم قبل الإيجاد وبعد الإيجاد وحال الإيجاد سيّان است كه علم بارى زماني حصولي نيست ، حضوري است . ماضويّت وحاليّت واستقباليّت سيّان برابر است .
لم يزل عالما بالمعلوم قبل الإيجاد كعلمه بالمعلوم بعد الإيجاد .
پس اثبات تعدّد علم بارى از دو راه باطل است . كفر يكى آنكه حدوث علم بارى تعالى خلاف ضرورت دين ومذهب است ، وثاني مستلزم بداء است وبداء بر حكيم محال است .
كفر بداء عبارت است از ظهور شئ بعد الخفاء وحصول العلم بعد الجهل ؛ چون مدّعى تعدّد علم مىگويد : معلوم قبل الإيجاد ، وجود وحصول نداشت تا متعلّق علم شود ، بعد الإيجاد متعلّق علم شد ، به اينكه معلوم قبل الوجود ، حاضر مكشوف نبود ؛ پس علم به معلوم قبل الوجود نبود ، بعد الإيجاد كشف وحضور به هم رساند ، متعلّق علم شد ؛ پس لازم آمد كه
هامش
( 1 ) . الذاريات ( 51 ) : 56 .
( 2 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 217 ؛ كشف الخفاء ومزيل الإلباس ، ج 2 ، ص 214 ، ح 2123 .