ملك شد جهت تخويف مر ملك را بر صدور مكروه . زايد بر اين توجيه وتأويل ، مخرج از ايجاز است . همين قدر در اين مقام كافى است .
وامّا حديث سيم « 1 » : پس بايد دانسته شود كه سعادت وشقاوت عبارتاند از اكتساب فضائل وقبايح ، به اينكه بعد از تيقّن وجزم به معارف حقّهء أصول دينيّه ومذهبيّه اتيان وامتثال نمايد به فرايض معظمه ، واجتناب كند از معاصي كبيرهء موبقه ويا ترك واجبات مؤكّده وارتكاب محرّمات غليظه . محلّ سعادت وشقاوت ، دنيا است كه دار تكاليف ومشقّت ومكان ابتلاء ومحنت است ، نه شكم مادر ونه روز الست كه شكم مادر نمىتواند محلّ اكتساب فضائل وقبائح شود قطعا ، به بداهت عقل وغيره ، قطع نظر از اينكه شرايط تكليف وخود تكليف نبوده در بطن امّ ، تا تحرير دليل نماييم .
پس مراد از بطن امّ همين دنيا است وكناية از اين دار تكاليف است . اگر مادر حقيقي در زمان قليل در بطن حفظ مىكند وبعد از وضع در بغل حضانت مىنمايد ويك لون شير مىدهد ، اين مادر كناية در زمان كثير در بغل دارد وهزار لون شير ومطعومات ومشروبات مىدهد ودر شكم حفظ مىكند .
بارى بايد بطن امّ را كناية از دنيا گرفت ويا كناية از علم خداوند متعالي الشأن گرفت به اينكه خداوند عالم است كه فلان به سوء اختيارش در دار تكاليف شقى مىشود وفلان به حسن اختيارش سعيد مىشود .
معلوم شد كه سعادت وشقاوت بسته به اختيار مكلّف است وتحصيل هر دو در دنيا كه دار تكاليف است خواهد بود ، نه آنكه - العياذ بالله - سعادت [ و ] شقاوت مجعول از حضرت أقدس بارى ( عزّ وجلّ ) اند ؛ كه در مذهب اماميّهء عدليّه ممتنع ومحال است مجعول باشد از جانب خداوند ، كه جبر محض خواهد بود كه امتناع كونهما مجعولين من قبل الله ( عزّ وعلا اسمه الشريف ) از ضروري مذهب اماميّه عدليّه است .
علاوة بر اينكه عقل مستقلّ است در امتناع واستحاله در صورت كون الله ( عزّ وجلّ ) جاعلا ، عقل حكم صريح دارد به امتناع عتاب وعذاب ومحال بودن خود تكليف ، ونفس
هامش
( 1 ) . منظور حديث « السعيد سعيد في بطن أمّه ، والشقي شقيّ في بطن أمّه » است ، كه در ص 19 گذشت .