مضامين اين أحاديث كه خلاف ضروريّات دين مبين ، ومذهب عدل بيّن است ، ومعارض با دليل قطعي عقل ونقل متواتر است .
من ضعيف مىگويم در جواب :
اوّلا : علماء امناء ( عطّر الله مضاجعهم ) در نزد ذكر اين أحاديث ، معارضات را ذكر كرده ، متوجّه تأويل وجمع وحمل يا ردّ وتضعيف شده كه من ضعيف ، إن شاء الله ، تأويل وبيان اين سه حديث را كه ذكر يافت ، عرض مىنمايم .
وثانيا : عرض مىكنم اگر ذكر معارض نكنند وبيان تأويل وارادهء معناى مجازى را ننمايند ، خواهم گفت كه ذاكرين وناقلين ، معتقد وقائل [ به ] اين مضامين ظاهريّه احاديثاند كه خلاف ضرورت ومنافى برهان قطعي عقلي ونقلي متواتر است .
آيا ملاحظه وتتبّع ندارى عبائر أكثر محقّقين أكابر واشراف أفاضل را كه حكم صريح به ارتداد وكفر اشخاصى كردهاند كه ذكر دسايس غلات وأحاديث تفويض وجبر را كه مجعولات يا متشابهاتاند ، نمودهاند [ و ] متوجّه تأويل ، ويا ردّ وتضعيف نشدهاند ؟ جاى استبعاد نيست . استبعاد نبايد كرد . بايست در أصول عقايد دليل قطعي عقلي ونقلي متواتر وضرورت دين ومذهب را قبض وتمسّك كرد وأحاديث خلاف يا جعليات غلات مفوّضه ومجبّره است ويا متشابهات ومجملات است [ وبايد ] اوّلا : تأويل وحمل بر معناى مجازى كرد ، ويا ردّ وضرب بر جدار نمود . استعذار واستغفار در اين مقام از أهل علم وتتبّع ، مسموع نيست كه بگويد : چون ضروري ونظري مختلف مىشوند به اختلاف ناظرين ، پس مىشود نظري در نزد قومي ضروري باشد در نزد ديگران ، به اعتبار اختلاف ناظرين ، پس مىشود نظري در نزد قومي ضروري باشد در نزد ديگران ، به اعتبار اطّلاع به ضرورت وتواتر ، وبه اعتبار عدم اطّلاع به ضرورت وتواتر . ذكر تأويل وردّ نكرده واز راه عدم توجّه به تأويلات ويا تضعيف وردّ محكوم شد به اين كه اعتناء واعتماد به ظواهر احاديثى كه خلاف ضرورت ومتواتر است دارد ، حكم به كفر وارتداد چرا ؟
عرض مىكنم : وجه كفر واضح است كه تقصير كرده . اگر تقصير وتفريط نمىكرد ، حكم عقلي قطعي ونقلي متواتر ضروري دين ويا مذهب در كلمات أصحاب ذكر يافته ، اين مقام گنجايش ذكر آنها را ندارد ، اين مسألهء معنونه از وضع ايجاز واختصار خارج مىشود ؛ پس اصلح آن كه تأويلات وتوجيهات سه أحاديث را تحرير نماييم .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 566
مساهمون: رضا مختاري
ص٥٦٦