پنجم « 1 » شنبه است كه اوّل ماه رمضان سابق بود .
ودر سال كبيسه چون ماه ذي القعدة وذي الحجّه را هر دو تمام مىگيرند اوّل ماه رمضان آن سال بايد موافق ششم ماه رمضان سابق باشد .
مثلا در فرضى كه در سابق ذكر كرديم اگر در سال كبيسه باشد وذي الحجّه را تمام بگيريم شنبه اوّل ماه محرم خواهد بود وبه همان نحو ماههاى بعد را يكى تمام ويكى ناقص بگيريم ، اوّل ماه رمضان پنجشنبه خواهد بود ، وآن نسبت به شنبه كه اوّل ماه رمضان سابق است ششم خواهد بود .
وأحاديث بر اين مضمون بسيار است ، چنانكه كلينى رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : أيام سال سيصد وشصت روز بود وحق تعالى دنيا را در شش روز خلق كرده وشش روز را از سال بيرون كرد سيصد وپنجاه وچهار روز ماند ، شعبان هرگز تمام نمىشود ، وشوال بيست ونه روز است ، وذو القعدة سى روز است ؛ زيرا كه خدا فرموده است : وعده داديم موسى را سى شب وتمام كرديم آن را به ده شب ديگر ، پس تمام شد ميقات پروردگار أو چهل شب ، وآن ماه ذي القعدة بود وده روز ذي الحجّه ، پس ذي القعدة را خدا تمام گرفته است وذو الحجّه بيست ونه روز است ، ومحرم سى روز است ، پس همچنين بعد از آن يك ماه تمام است ويك ماه ناقص « 2 » .
وابن بابويه رحمه اللّه به اين حديث عمل كرده است « 3 » ، وساير علما موافق أحاديث ديگر بنا را بر ديدن ماه گذاشتهاند .
وأيضا كلينى از عمران زعفرانى روايت كرده است كه به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه گاه هست آسمان را ابر فرو مىگيرد در عراق دو روز وسه روز ، پس در كدام روز روزه بداريم ؟ فرمود : نظر كن روزى را كه در سال گذشته روزه داشته واوّل ماه رمضان بوده است ، روز پنجم آن روز را در اين سال روزه بدار « 4 » .
هامش
( 1 ) . يعنى پنج روز پس از شنبه .
( 2 ) . الكافي ، ج 4 ، ص 78 - 79 ، باب نادر ، ح 2 .
( 3 ) . المقنع ، ص 183 ؛ الفقيه ، ج 2 ، ص 171 .
( 4 ) . الكافي ، ج 4 ، ص 80 ، باب بدون عنوان ، ح 1 .