واوّل ماه قمري را يهودان وبعضي از تركان از وقت اجتماع آفتاب وماه در يك درجه مىدانند كه وسط محاق است . ومسلمانان اوّل ماه را از ديدن هلال مىدانند وآخرش را ديدن هلال ديگر .
ومنجّمان اين را ترجيح دادهاند ، براي آنكه در محاق چون ماه از نور آن چيزى نمىنمايد گويا معدوم شده است . وچون هلال مىنمايد گويا الحال متولّد شده است از عدم وبيرون آمده است از شيمهء ظلمت .
وآنچه فقير را به خاطر مىرسد آن است كه جناب مقدس الهى براي آسانى كار بر عامهء عباد بناى فرائض وسنن را بر امرى چند گذاشته ، وبه وقتي چند منوط گردانيده است كه بر همهء خلق استعلام آنها در نهايت سهولت باشد ، وعوام وخواص به آنها يك نسبت داشته باشند .
چنانكه فريضهء صبح را به روشنى أفق منوط گردانيده است كه هر كه چشم دارد مىبيند ، وزوال را به زياد شدن سايهها ، ومغرب را به غروب قرص يا ذهاب حمره .
واگر فريضة را به چهار ساعتي يا ده ساعتي روز منوط مىگردانيد ، بايست آلتها براي استعلام ساعات پيدا كنند ، وبر أكثر عوام متعسّر بلكه متعذّر باشد ، وهمچنين هلال شهر رمضان وغير آن را منوط به رؤيت ساخته است كه همهء خلق در آن مساوىاند ، وبسا باشد كه عوام زودتر وبهتر از خواص بينند .
وبه اين سبب بناى أكثر احكام شرعيه را بر ماههاى قمري وسير قمر گذاشتهاند ، مانند مواليد حضرت رسول وأئمة ( صلوات الله عليهم ) وروز غدير وروز مباهله وأمثال اينها .
ورعايت درجهء آفتاب را نكردهاند ، زيرا كه اگر بر آن مبتنى مىساختند بر أكثر خلق مخفى مىبود ، وبايست رجوع كنند به منجّمان ماه را ، وزحمت بسيار در استعلام آنها بكشند چنانكه در مواليد پادشاهان عظيم الشأن مهرهء منجّمان استعلام مواليد ايشان مىنمايند وبر أكثر خلق مخفى است .
ودر ابتناى أكثر أمور بر حركت قمر نكتهء نجومى نيز مىتوان گفت كه چون قمر أقرب كواكب است به زمين ، وتعلّقش به أهل زمين زيادة از كواكب ديگر است ، لهذا آن را اعتبار كردهاند به خلاف مواليد شريفهء سلاطين با وقر وتمكين كه چون نسبت ايشان به آفتاب از
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: رضا مختاري
ص١٩٩