تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
وگمان فقير آن است كه اين نيز موافق اخبار سابقه است ، كه هر روزى كه اوّل ماه رمضان باشد از أيام هفته همان روز عيد قربان است ، وهر روز كه روز عيد فطر است همان روز روز عاشورا است ، واين نيز ظاهرش آن است كه مبتنى بر حساب عدد باشد . اما در سال كبيسه موافق مىافتد ، زيرا كه اگر اوّل ماه رمضان مثلا يكشنبه باشد ، چون از ماههاى تمام است ، بايد اوّل شوّال سه شنبه باشد ، وچون شوّال ناقص است بايد اوّل ماه ذي القعدة چهارشنبه باشد ، وچون از ماههاى تمام است بايد اوّل ماه ذي الحجّه جمعه باشد ، پس روز عيد أضحى يكشنبه خواهد بود وموافق است با جزء اوّل حديث . وچون در غير سال كبيسه ماه ذي الحجّه ناقص است بايد اوّل ماه محرم روز شنبه باشد ، پس عاشورا روز دوشنبه خواهد بود وموافق نمىشود با جزء دوم حديث . واگر سال كبيسه باشد چون ماه ذي الحجّه نيز تمام است ، اوّل ماه محرم روز يكشنبه خواهد بود ، وعاشورا روز سه‌شنبه مىشود ، وجزء ثاني حديث نيز موافق مىشود ، پس يا بايد حديث را حمل بر سال كبيسه كرد ، يا بر كثرت وقوع اين حالت ، يا بر خصوص آن سالى كه حضرت فرموده‌اند .

مقصد پنجم [ در شرح حديث مروى در اقبال است ]

در توضيح حديث ديگر است كه در اين باب وارد شده است وكسى معنى آن را نيافته ومتعرّض شرح آن نگرديده است . سيد جليل نبيل نقيب نجيب صاحب كرامات ومقامات رضى الدين علي بن طاوس رحمه اللّه در كتاب اقبال از جدّ خود شيخ طوسي رضى اللّه عنه روايت كرده است از أبو احمد از محمّد بن إبراهيم از پدرش كه گفت : رفتم به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در روز اوّل ماه مبارك رمضان ، ومردم اختلاف كرده بودند در آن روز ، بعضي يقين داشتند كه اوّل ماه است ، وبعضي شك داشتند . چون حضرت مرا ديدند فرمودند : اى إبراهيم امروز تو داخل كدام گروهى ؟ يقين دارى يا شك دارى ؟ گفتم : فداى تو شوم از براي استعلام اين امر به خدمت شما آمده‌ام . حضرت فرمود : من اصلى وقاعده‌اى به دست تو بدهم كه بعد از اين هرگز شك نكنى . گفتم : اى مولى وآقاى من منت گذار بر من به بيان آن