جهت عموم فوائد وآثار وشمول منافع وفوائد نسبت به هر ديار وجهات بسيار ديگر ، كه منجّمان ذكر كردهاند ، زيادة از كواكب ديگر است ، لهذا در مواليد ايشان درجهء آفتاب را اعتبار كردهاند ، واين وجه متينى است كه فقير را در اين باب به خاطر رسيده است .
مقصد دوم در بيان حساب عدد وكبيسه است
بدان كه ابتداى سال عرب را از ماه محرم مىگيرند ، وچون قاعدهء أهل حساب آن است كه كسرى كه زيادة از نصف باشد تمام حساب مىكنند وحركت وسطى قمر در هر ماه بيست ونه روز ونيم ويك دقيقه وپنجاه ثانيه است ، پس ماه محرم را اوّل سال است چون زيادة از نصف است تمام مىگيرند وسى روز حساب مىكنند .
واز براي ماه صفر چون كسرش سه دقيقه وچهار ثانيه است وكمتر از نصف است ، بيست ونه روز حساب مىكنند ، وربيع الاوّل را سى ، وربيع الثاني [ كذا ، صحيح : ربيع الآخر ] را بيست ونه مىگيرند تا به ماه ذي الحجّه برسد كه آخر سال عرب است ، وكسرى كه از براي آن جمع مىشود بيست ودو دقيقه است وآن كمتر از نصف يك روز است ، پس آن را نيز به همان حساب بيست ونه مىگيرند .
وسال دوم را باز به همان نحو محرم گرفته يك ماه را تمام ويك ماه را ناقص مىگيرند تا به ماه ذي الحجّه برسد ، وچون كسر سال سابق را با كسر اين سال جمع مىكنند چهل وچهار دقيقه مىشود واين زيادة از نصف است ، پس ذي الحجّه سال دوم را تمام حساب مىكنند وذو القعدة وذو الحجّه اين سال هر دو تمام مىشود .
واين سال را سال كبيسه مىگويند ، چون كسرها با يكديگر جمع مىكنند وماه ناقصى را تمام حساب مىكنند .
ودر هر سى سال به اين حساب يازده سال را كبيسه مىگيرند ، يعنى سال دوم وپنجم وهفتم ودهم وسيزدهم وشانزدهم وهجدهم وبيست ويكم وبيست وچهارم وبيست وششم وبيست ونهم .
وبعضي به جاى شانزدهم پانزدهم را گيرند ، به اعتبار آنكه از براي تمام گرفتن كسر