تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
كردندى وسلاحها به دست گرفتندى وبنهادندى به دست . واز پس نعيم بن ثعلبه ، مردى بود نام أو جنادة بن عوف ، وأو آن بود كه رسول عليه السلام أو را دريافت . جويبر روايت كرد از ضحّاك از عبد الله عبّاس كه : اوّل كسى كه نسأ كرد عمرو بن يحيى بن قمعة بن خندف بود . عبد الرّحمن بن زيد بن اسلم گفت : مردى بود از بنى كنانه كه أو را قلمّس گفتند در جاهليّت ، ودر جاهليّت اين ماههاى حرام را عظيم حرمت داشتندى ، چون مهمّى پيش‌آمدى وقتال وقتلى وكارى كه در ماه حرام عادت نبود كه كردندى ، اين قلمّس گفتى : من امسال ماه حرام با صفر افكندم همان صفران ؛ امسال صفر دو است ، سال ديگر آن را قضا كنيم تا محرّم دو باشد ، وشاعرشان گفت :
ومنّا ناسئ الشّهر القلمّس
وقال الكميت [ من الوافر ] :
ونحن الناسؤون على معدّ * شهور الحلّ نجعلها حراما
فذلك قوله :
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
، حق تعالى گفت : اين نسىء كه اينان كردند زيادتى است در كفر براي آن كه كافران كردند ، وايشان خود كافر بودند ، به اين كه كردند كفرشان بيفزود
يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا
، كوفيان خواندند الّا أبو بكر « يضلّ » به ضمّ « يا » وفتح « ضاد » على ما لم يسمّ فاعله ، ويعقوب خواند « يضلّ » به ضمّ « يا » وكسر « ضاد » وباقي قرّاء خواندند : « يضلّ » به فتح « يا » وكسر « ضاد » من الثّلاثى ، گفت : به اين نسأ وتأخير ، كافران ضالّ وگمراه باشند يا گمراه بكنند ايشان را .
يُحِلُّونَهُ عاماً وَيُحَرِّمُونَهُ عاماً
؛ سالى حلال دارند وسالى حرام - چنانكه بيان كرديم - به حلال مىكنند آنچه خداى به حرام كرد يعنى محرّم كه ايشان حلال مىكنند با دگر ماه مىافكنند يا با دگر سال ،
لِيُواطِؤُا
أي ليوافقوا ؛ تا مراعاة كنند عدد ماههاى حرام را كه چهار است ، واگر چه در تعيين ، تغيير وتبديل مىكنند
زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ
بياراسته‌اند براي ايشان اعمال بدشان . در مزيّن ، خلاف كردند ؛ بهرى گفتند : شيطان بود ، وبهرى گفتند : رؤسا ومهتران ايشان بودند ، وبهرى گفتند : از روى شهوت بود .
وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
وخداى تعالى هدايت نكند وندهد وراه ننمايد به بهشت كافران را « 1 » .
هامش
( 1 ) . روض الجنان ، ج 9 ، ص 235 - 245 .